تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5187

مساهمون:

ص٥١٨٧
هستيم در صورتىكه حتى متفقين نيز بولشويكها را به رسميت نشناخته‌اند ( اخبارات رويتر و غيره پيچ‌درپيچ و متضاد است . با همه آنها مىنويسد چهارم مارس ساعت پنج بعدازظهر معاهده امضا شد اجبارا ) . ژاپن باز به كمك انگليس ولادى وستك را ضبط نمودند و دويست مليان روبل ذخائر در آنجا بود كه ضبط شد . ايطاليا قرضهء سيم را پنج مليارد معين كرد . در تاريخ ايطاليا نظير ندارد . قيصر به شانسلر خود تلگراف مىكند شمشير آلمان در كف رؤساى بزرگ قشون در روسيه صلح را انجام داد . اين مسئله موجب خوشنودى من است كه خون آلمان و تمدن آلمان نجات يافت . 7 مارس ، رويتر . آلمانها بسارابى را به رومانى به عوض دوبرجه مىدهند . ليكن شرايط ديگر صلح به قدرى سخت و دشوار است كه رومانى طاقت آن را ندارد و چون از هيچ سمت هم بوى كمك نمىرسد يعنى نمىتوانند برسانند لذا سرگردان مانده است ( اقبال آلمانها بلند است و براى آنها خداوند پيش‌آمدهاى نيكو فراهم نموده است . )

گمرك در راه تنكابون

پنجشنبه ششم رجب ، 28 حمل - بارندگى بينهايت شده گدوك باز نيست . هرچه برنج حمل مىكنند با دوش است . گمرك هم گذاشته‌اند ، هريك من برنج دو قران ، هربار برنج دو تومان . كاغذجات هم آنچه برود باز كرده مىخوانند . معز السلطنه حاكم تنكابون از طرف جنگل پسر ميرزا جعفر خان مستوفى همسايهء طهران ما كه اينك مرحوم شده ، مقتدر نظام براى او كاغذى نوشته بود متضمن سفارشات اينجا و معرفى الموتيها . خودم هم شرحى نوشته روانه كردم . مشهدى غلامعلى هم رئيس قشون است ، شيخ باقر ماسوله‌اى رئيس عدليه . يكى از عمارات سپهسالار را هم مدرسه بنا نهاده‌اند . سه روز است مهدى را ميرزا اسحق زوارك آورده كلام اللّه را هم قسم خورده و مهر كرده . خيلى ميل داشت من هم قسم بخورم ليكن من با تشدد تمام اين مسئله را رد كردم و گفتم قسم كه سهل است بدون هيچ شرط او [ را ] در زوارك مىپذيرم . قسم چه معنى دارد من بخورم ، آن هم براى مهدى و امثال او .

صد هزار دروغ

ديروز عصر عقيل از رودبار آمد گفت با امير اسعد گردش بوديم ، صداى توپ زياد از شهر آمد . چند نفر چاله‌اى هم از اينجا گذشتند گفتند ما هم صداى توپ را شنيديم . در اين بين محمّد كلانى از شهر آمد . گفت ، يعنى به نوكرها ، تمام شهر را روس و انگليس