آنوقت تهيهء وسايل كنند كه به چه ترتيب پول از آنها گرفته شود .
از روزنامهجات - سلطان عبد الحميد وفات كرد . در جنگ بالكان او را به اسلامبول آوردند و تاحال آنجا اقامت داشت . هفتاد و شش سال داشت . گاسپار اپيكيان شرح حالى از او درج كرده بود . با وصف آنكه ارمنى مىباشد خوب نوشته بود و سلطان را يكى از بزرگترين پادشاهان و سياسيون عالم شمرده است .
قحطى
طهران و كل ايران به واسطهء قحطى و قطاع الطريقى به صدا آمده . اغلب شهرها تعطيل عمومى شده و در تلگرافخانهها متحصن [ اند ] حكومت و قوه براى اشرار مىخواهند .
آقاى مستوفى الممالك استعفا دادهاند و هنوز ابقاى خودش يا ديگرى معلوم نبود . از ميتينگ و نتيجهء آن هم در اين جرايد ذكرى نشده بود . اعلاميهء « ستاره ايران » روانه شده بود كه اظهار تنفر از انگليسيها و بعضى حركات آنها درج بود . همانطور كه شيخ نوشته بود به زبان و قلم دشمنتراشى مىكنيم .
قشون متحد الشكل
وزارت خارجه اعلاميه در « رعد » داده بود كه چون مذاكرات دولت را با سفارت مىخواهند از اين قرار است . از دولت درخواست همراهى مىكنند و يك قشون متحد الشكلى را طالبند كه با صاحبمنصبان خارجه پس از جنگ ترتيب داده شود كه اين صاحبمنصبان به موافقت انگليس انتخاب شود . ما در جواب قبول آن را مشروط به چند شرط قرار داديم .
1 - مساعدت در تخليهء ايران از قشون خارجه و قشون مسمى به « پليس جنوب » .
2 - الغاى عهدنامهء 1907 و اثرات التوماتم كلية .
3 - قبول مشاركت نماينده در كنگرهء صلح .
4 - تجديدنظر در تعرفهء گمركى .
5 - پرداخت كليهء اقساط گذشته و آيندهء « مورى تاريم » بدون هيچ شرط .
جواب با وصف تعقيب موكول به دستور العمل لندن شده است .
قائم مقام الملك بايد كشته شود
قائم مقام الملك مجروح شده است ، لكن از خطر جسته است . رضا خان نوكرش وفات مىكند . قاتل حسب المعمول فرار مىكند . در اين مدت يكى از اين همه قاتلها