تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5120

مساهمون:

ص٥١٢٠

نامهء عماد السلطنه

دستخط آقاى عماد السلطنه از آنجا كه بعضى اطلاعات دست مىدهد : اما طهران مردم فرقه فرقه [ شده‌اند ] و هريك حرفى مىزنند . اختيار دست كسى نيست . هر فرقه و هر روزنامه‌نويس يك عقيده دارد ، يك تحكمى مىكنند و يك مطلبى پيشنهاد مىكنند و يك توقعى دارد و در اين بين هزار نفرى خراب و مفلس‌تر مىشوند ، ولى ده‌نفرى هم به جاه و مال و اعتبار مىرسند . چند نفر از وزرا را نمىدانم كه چه مىكنند يا چه خواهند كرد . سواى آن‌كه كميسيون منتخب [ شده ] براى رسيدگى به دعاوى مصدق السلطنه نسبت به چهار نفر از رؤساى ماليه كه هفته‌اى سه روز منعقد مىشود . مىگويند تا تقصير يا بىتقصيرى اين رؤسا معلوم نشود وزارت ماليه ترتيب صحيح نخواهد گرفت .

اخلاق مخبر الملك - مشير اكرم

مخبر الملك با آن‌كه دو سال نزد هم بوديم ( رئيس محاكمات بود ) با من التفاتى ندارد و حرفى نمىزند و نمىپرسد . يعنى مىدانستم كه اين اخلاق را دارد و سرد و يخ كرده است ، غيرمطمئن از هر آدمى . به‌هرحال رياست محاكمات را به من نداد و مشكل است بدهد . چون هنوز رئيس معلوم نشده كفالت محاكمات را من عهده دارم . آن هم مشير اكرم . آدم بد صفت و فضول و بدعنق است . خودش را بسته و رفيق شفيق مخبر الملك هم مىداند . بارى تغييرى به احوال من رخ نداده و اقبال نداشتم و ندارم . بر مواجبها افزوده نشد . همان مواجب سال گذشته است با اين گرانى . پس معين است چقدر خيالات داريم . دستگاه دولت پول نيست . آخر سال هنوز قبض ركاب صادر نمىشود . چون روزنامه‌جات را مىخوانيد احتياج به نوشتن چند سطر من نيست . خبر بد فوت آقاى نظام الملك است كه شب 22 ربيع الثانى جهان فانى را بدرود گفتند . در حضرت عبد العظيم و ايوان مقابل مقبره ناصر الدين شاه به خاك سپرده شد . در باب ورقهء مرسولى كه هيچ ملتى آنقدر سلاطين مختلف و متعدد نديده الى آخر عرض كردم كه امپراطورى روم چه شرقى چه غربى از اين حيث عوض كردن سلسله و اينكه هر آدم مجهولى امپراطور مىشود از ايران بدتر بود و هيچ سلسله هم صد سال مىشود گفت امپراطورى نمىكرده است . از چين درست اطلاع ندارم ولى ايران همين‌طور است كه نوشته‌ايد يعنى بعد از اسلام و بايد از روى قطع بدانيد كه بيشتر اين صفات بد و رذل بعد از اسلام در اينجا متداول شده در عوض آن‌كه بايد بهتر شود . چنانچه تمام صنايعش پس از اسلام رو به خرابى گذاشت . ( پايان‌نامهء عماد السلطنه )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5120 | قهرمان ميرزا عين السلطنه