دموكرات شدن نزد امير اسعد
معظمله چند روز در سر عمارتخانهء سالار سعيد نزد حليلهء جميله ( خوشقدم ) بودند . عصر جمعه وارد عمارت رودبار خود شدند . لدى الورد خير اللّه بيك را چوب مفصلى زده و يك هزار و سيصد تومان مطالبهء جريمه دارند . چون فورا نپرداخته چوب مجددى خورده است . خير اللّه و كربلائى محسن هم جمعى را برده بودند دموكرات شوند و بعضى اقدامات بنمايند ( مثل مهدى ما ) و اين تنبيه و مجازات براى همان بوده است .
من ديدن خواهم رفت و بعد مطالب را خواهم نوشت .
فقرا و شكافتن انبارهاى محتكرين قزوين
اسماعيل قاطرچى را شهر فرستادم لوازمات عيد را بياورد . براى آنكه مالها خالى نرفته باشد يك خروار هم گندم كه از خرج خود زيادى داشتم روانه كردم . اما كربلائى نوشته بود فقرا جمع شده انبارها را شكافتند . اول از همه انبار شاهزاده سردار مفخم و ثقة الاسلام مباشرين سپهسالار را باز كردند ( اينها در رودبار هم گندم خود را نفروختند .
معلوم مىشود در شهر هم احتكار نموده بودند . من نمىدانم به چه قيمت مگر بايد فروخت . از اين قيمت بالاتر تاريخ ايران نشان نمىدهد . حتى در سال 1288 مجاعه و قحطى نصف اين قيمت نبوده . عمر ايران به اين گزافى قيمت غله را نديده است . ) ده بيست خروار هم ملا محمّد الموتى مسئلهگو انبار داشته . بههرحال چهار هزار خروار غله كه بيشتر آن گندم بوده از انبارهاى محتركين بىانصاف شهر بيرون آمده است كه تا سر خرمن براى قزوين زيادى هم هست .
گرسنگى و مرگ - مخبر السلطنه
روزنامهها را خواندم . « رعد » از 24 ع 2 لغايت غرّهء ج 1 . ايران ، قحط و غلا در تمام مملكت حكمفرماست . مسلمانان و ودايع الهى از گرسنگى تلف مىشوند . در شهر قم روزى پنجاه نفر عجالتا تلف مىشود . در همدان سى هزار نفر فقير اسمنويسى شده است . در طهران خبرنگار « رعد » به چشم ديده كه جمعى زن و پيرمرد از سلاخخانه خون گوسفند براى تغذيهء خود و اطفالشان مىبردند . شتر مردهاى در خندق شهر افتاده بوده گوشت و پوست حتى استخوانهاى آن را مردم شبانه براى خود بردهاند . « رعد » مىنويسد با يك نفر از دموكراتهاى جدى ملاقات كردم و گفتم اين چه ترتيب است كه