تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5071

مساهمون:

ص٥٠٧١
[ ج ] راجع به اين موضوع وزيرمختار محترم جوابا بيان فرمودند . خيلى خوشوقتم كه اين موضوع را مطرح قرار داديد ، زيرا شخصا همه‌وقت متذكر بودم كه اين معاهده موجب برودت و ضعف اعتماد ايران راجع به نيات دوستانه دولت من شده است . چنانچه لرد كرزن ( همشاگردى ناصر الملك نايب السلطنهء محبوب ما ) « 1 » روز قبل اظهار داشت معاهدهء 1907 خود هر نوع سوءقصدى را انكار مىنمايد بدين‌معنى كه آن قراردادى نبود براى حصول نفوذ سياسى به طريقى كه اين عقيده را ايجاد نمايد كه يك دولت در اراضى مجاور دولت ديگر سرمايهء سياسى تهيه كند ( پس چه‌چيز جز آن بود . حالا چطور كلمات خودشان را با لهجهء لين نرم ادا مىكند . پس آن همه مرافعه‌ها ، التيماتومها ، اصرار در تصديق ايران ، قشون آوردن ، چه و چه براى چه قصدى بود ) « 2 » . چنانچه حوادث اخيره ثابت مىكند اين معاهده مبدأ يك اصطكاكى گرديد ما بين دو ملت . اگرچه من مكرر اعلام كرده‌ام كه مقصود از معاهدهء مزبور چه در موقع انعقاد آن و چه بعدها اين نبود كه بر تماميت يا استقلال ايران لطمه وارد آيد . بدبختانه از همان اول آن را به طرز خطا تعبير كردند و نمايش ديگرى به آن دادند . گويا ايرانيها هرگز به خاطر نمىآورند كه هردو دولت ( روس و انگليس ) مخصوصا در تحت اين معاهده عهده‌دار شدند كه تماميت ايران را محترم شمارند . ( اينها هر دولتى را كه مىخواهند منقرض يا تحت الحمايه درآرند اول در معاهده تماميت آن را عهده‌دار مىشوند و كلمه‌ايست كه عكس آن را معنى مىدهد . ) « 3 » [ س ] آيا حاليه بهتر و مناسب‌ترين موقع نيست كه سوءتفاهم را رفع نموده به توسط يك اقدام دوستانه صميميت دولت بريتانياى كبير را ثابت نمايند ؟ [ ج ] سرمارلينگ فرمودند . بلى امروز با وضعيات تغيير يافتهء همسايه شمالى علت وجود قرارداد 1907 از ميان رفته و دولت متبوعهء من كاملا حاضر است كه آن را موقوف الاجرا بداند و به مجردى كه يك دولت ثابتى وجود به‌هم رساند داخل مذاكره شده آن را رسما الغا خواهيم كرد . [ س ] آيا ممكن نيست اقدامات فورى در اين مسئله به عمل آيد ؟ [ ج ] در جواب خاطرنشان كردند آيا چگونه ممكن است كه اين كار را صورت بدهيم در حالتى كه اين قرارداد يك‌طرف نيست ، ما بين دو طرف منعقد شده است و لازم است كه طرف ديگر هم آن را رسما لغو نمايد .
هامش
( 1 و 2 و 3 ) - مطالب داخل پرانتز از نويسندهء خاطرات است . ( مسعود سالور )