تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5055

مساهمون:

ص٥٠٥٥
اين خرقه يك ابهتى به او مىداد . در شيراز كه هوايش نسبتا خيلى گرم‌تر از طهران است تا اواخر ثور تن مىكرد . روى قبا شال سفيد كتان يا غيركتان مىبست . قلمدان و لولهء كاغذ در جيب مىگذاشت . عصاى سرطلا دست مىگرفت .

آقاى دربار ، آقاى عمومى

آقاى مطلق به او خطاب مىكردند . اقلا پنجاه مرتبه براى حضرت و الا پيغام داد كه چرا روى پاكت او « آقا » نمىنويسند . آن‌وقت اين كلمهء « آقا » يك نوع اختصاصى داشت ، بلكه انحصار به چند نفرى داشت . ناصر الدين شاه فقط به مستوفى الممالك مرحوم « آقا » خطاب مىكرد . بعد از فوت او آقاى طهران و آن‌كه بعضى اوقات شاه به او « آقا » خطاب مىكرد كامران ميرزا نايب السلطنه بود . ساير شاهزادگان را همان شاهزاده خطاب مىكردند آقا نمىگفتند . بعد چند نفرى هم مثل نظام الملك و مشير السلطنه و امين الملك هم داخل خطاب آقائى شدند و حال آن‌كه در ميان عوام همه‌كس را آقا مىگفتند . هر پسرى به پدرش ، هر نوكرى به اربابش . با وصف اين در ميان دربار و رجال انحصار و خصوصيت عليحده داشت . در حقيقت آن آقائى كه در دربار مرسوم بود با آن آقاى عمومى فرق و توفير داشت . ليكن حاليه به تقليد زبان فرانسه همه‌كس را آقا مىنويسند و خطاب مىكنند . اين مدت كه من الموت اقامت دارم ديگر از وضع آقاى نظام الملك مرحوم درست اطلاعات كلى ندارم . روىهم‌رفته آدم خوبى و سالمى بود .

كابينهء نجات - كابينهء اميد

روزنامه‌جات را با ولع تمام خواندم و ديشب همگى را تمام كردم و اخبارات آن به ترتيب سابق نوشته مىشود . كابينهء وزرا [ را كه ] در ششم ماه گذشته به رياست آقاى مستوفى الممالك معين شده « كابينهء نجات » مىنويسند . مثل آن‌كه كابينهء علاء السلطنه را « كابينهء اميد » مىگفتند . از آن‌كه اميدوارى حاصل نشد ، انشاء اللّه از اين نجات حاصل مىشود .

الجوع ، الجوع - و با

قحط و غلا در ايران شدت كرده عدم وسايل حمل‌ونقل خيلى كمتر از سابق [ است ] به اين واسطه اگر نقطه‌اى هم فراوانى است ، حمل آن غيرمقدور شده است . در اغلب