تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5044

مساهمون:

ص٥٠٤٤
كاغذى نوشته به يكىيكى مىدهد . جويا شدم گفتند امان‌نامه است از طرف ميرزا كوچك خان . من به آقا گفتم يكى هم براى الموت التفات فرمائيد . سر به گوش من گذاشته گفت اولا ترتيب دارد ، بايد شاهزاده چيزى بنويسد بعد هم شيرينى مرا بدهد تا بنويسم . ( آقا سيد جمال براى عمل جريمه حاجى محمّد على آقاى امينى آنجا رفته بود و حالا وكيل آنجا شده و برات آزادى مىدهد . سى و شش هزار تومان حاجى محمّد على آقا داد ) . دستخط حضرت و الا مطلبى جز حكايت امر خير عين الملوك نداشت كه مىگويند ماه جمادى الاولى مىبريم . شما هرچه از صندوقخانهء خود و نقد بايد بدهيد زودتر بدهيد تا در تهيه باشند . كاغذى هم والدهء انوشيروان ميرزا در همين خصوص نوشته بود .

آيروپلن انگليسى

آخر كاغذ نوشته بود يك آيروپلن انگليسى از بغداد چهار ساعته به طهران آمده و ما در بالاى پشت‌بام تماشا كرديم . براى اجراى مقاصد و درخواستهاى لغو آقايان سه چهار از اين آيروپلنها كافى است كه هيچ احتياج به فرستادن قشون نداشته باشند و آنچه ميل دارند از ما گرفته و به سر ما بياورند . و من تصور مىكنم اين نمايش هم خود يك قدرت‌نمائى و دستگير نمودن بعضى مطالب به ايران است . واقعا براى مملكتها و شهرهاى بىدفاع هم چندتا آيروپلن كافى است كه هر مقصودى دارند انجام بدهند ! من‌بعد احتياج به زحمت قشون‌كشى از خشكى يا دريا موقوف خواهد شد .

جنگليها

جمعه سيم جمادى الاولى ، 26 دلو - سردار اقتدار از تنكابون فرار كرده ، سالار فاتح نزد ميرزا كوچك خان رفته ، سهم الممالك پسر اسمعيل خان هم به خانهء خودش رفت . كريم خان و نبى خان كجورى با جمعى از سوارهاى خودشان در تنكابون هستند ، همان‌طور اموال مردم در معرض تلف است . مال سپهسالار ، وزير ، امير انتصار كه حلال خودشان است . قولى مىگويند سردار كبير يا دستهء قزاق از طهران سوادكوه سرخانهء اسمعيل خان آمده ، سهم الممالك براى آن رفته است و پس از گوشمالى اسمعيل خان تنكابون مىآيند . برخى مىگويند تركمان زياد به سر خانهء آنها ريخته و بعد تنكابون خواهند آمد . امير اسعد و همراهانش همان‌طور در سيارستاق اقامت دارند .