تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4996

مساهمون:

ص٤٩٩٦
آزادى خواهيم بود . ما وقتى كه برضد محمّد على ميرزا ، برضد حاجى صمد خان و لوطيهاى ميدان توپخانه ( يكى همان پدر سيد ضياء بود ) ، برضد تمام عناصر مستبده و ضداجنبى قيام كرده جان داديم ، انقلاب كرديم ، شاه را خلع كرديم ، حكومت شوروى را برقرار كرديم براى اين بود كه مثل زمان سابق زمان دربارهاى ناصرى و مظفرى در موقع غلبهء امين السلطان مخالفين او منكوب ، معزول و تبعيد و در زير پنجهء خودسرى نيست و نابود شده منتظر بشوند كى نوبت خودسرى مثلا به دستهء حكيم الملك و امين الدوله و غيره برسد كه همان عمل را با طرفداران امين السلطان معمول بدارند . ما وقتى كه قانون خواستيم ، عدالت خواستيم ، تساوى حقوق تمام ايرانيها را خواستيم براى اين نبود كه تمام نعمات زندگى حق منحصر به يك دسته بوده سايرين از همه‌چيز محروم بمانند و حد اجراى قوانين مملكتى محدود به منافع خصوصى و تمايلات خصوصى يك دسته باشد ( حالا اين‌طور شده ) . ما وقتى كه مىگفتيم آزادى قلم مىخواهيم براى اين نبود كه يك روزنامه منتسب به ما انواع فحاشى را بكند و در پرتو آزادى مطبوعات مصون از هر نوع تعرضى ماند . برعكس روزنامهء طرفدار عقيدهء مخالف برحسب تقاضاى ده‌نفر از طرف ده‌نفر ديگر بدون محاكمه توقيف شود و باز هم خجالت نكشيده و بگوئيم ما آزادىخواه ، ما قانون‌دوست هستيم . اگر دموكراتهاى طهران با دموكراتهاى مازندران هم‌عقيده مىبودند يقينا اين مىبود خلاصهء كلام اظهاراتشان ، ولى در عمل بر خلاف اين ديده شد . بعضى روزنامه‌ها نوشتند مدير « رعد » اجير انگليسهاست . بعضى نوشتند پسر آقا سيد على يزدى و برادرزادهء طالب الحق است . بعضى گفتند سابقا از دولت ماهى دويست و پنجاه تومان مىگرفته است و چون اين پول را از مجراى كميسيون مختلط و از پول « موراتوريوم » مىگرفته است خائن است . ( در اينجا هم يك نكته هست كه حقير نمىفهمم . از قرارى كه مىگويند روزنامهء « ايران » و « ارشاد » تابه‌حال هم ماهى دويست تومان و يكصد تومان مىگيرند . همچنين مىگويند در زمانى كه دولت پول « موراتوريوم » مىگرفتند و كميسيون مختلط جلسات مرتب داشته است يعنى همان اوقاتى كه « رعد » پول « موراتوريوم » را مىگرفته است خيليها از بابت مطالبات خود از اين پول گرفته‌اند . مثلا ممتاز السلطنه به توسط آقاى ممتاز الدوله ( برادر هستند ) ، آقاى علاء السلطنه ، آقاى مستوفى الممالك ، آقاى حاج محتشم السلطنه و سايرين ) .