تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4994

مساهمون:

ص٤٩٩٤
غرائب عالم سياست است و در دنيا وجود خارجى ندارد ( ايران جزو دنيا نيست ) . مادام كه فرقهء دمكرات رسما حكومت را در دست نگيرد و مرامهاى امروزه را يا با قانون يا حرف حساب يا با مشت و زور اجرا ندارند هر حكومتى بقا نخواهد داشت . آن‌وقت است كه رئيس الوزرا از طبقهء اول يا پنجم مىتواند همه كار صورت بدهد . امروز حزبى جز همان حزب نيست و چه خوب است شاه همين كار را بكند تا محقق شود از آنها هم براى ايران كارى ساخته نمىشود و من‌بعد بلكه ساكت شوند . ( پايان مقالهء كوكب ايران )

نظر عين السلطنه

مىنويسد قانون يا حرف حساب يا زور و مشت كه هيچ‌يك از آن چهار فقره در ايران موجود نيست . قانون نداريم . مشت هم قشون و ملت است كه آن هم در ايران وجود ندارد . مستوفى الممالك از حزب آنهاست . ده مرتبه رئيس الوزرا شد چه كرد ؟ برفرض سليمان ميرزا رئيس الوزرا شد چه خواهد كرد ؟ آن هم مثل علاء السلطنه يا عين الدوله . كار كردن هزار وسيله و اسباب لازم دارد . سليمان ميرزا شد نان فراوان مىشود ، نه . پول از آلمان براى ايران مىبارد ، لا و اللّه . حالا شاه مسؤوليت را به دست گرفته باز هم توفيرى نمىكند ، نه ماشاء اللّه خان دست از هرزگى برمىدارد ، نه ميرزا كوچك خان از تجهيز سپاه و مصادرهء مردم . كار ايران وقتى درست مىشود كه پول كلى بتواند تحصيل كند ، قشون صحيحى فراهم نمايد ، مستشارهاى كارى از خارجه بياورد . اما نه آن‌طور اختيارات را به دست آنها بدهد كه حكايت شوستر شود ، كم‌كم و به تدريج امورات يكى بعد ديگرى اصلاح مىشود .

مكتوب سرگشاده ( شايد انشاء سيد ضياء )

بارى « آرتيكل » ديگر آن به عنوان « مكتوب سرگشاده » است كه اين جمله تازه باب شده . تاجر مازندرانى محض سياحت و محض تجارت به طهران مىآيد كه توصيفاتى كه در مازندران از رؤساى حزب محترم دمكرات حاجى احمد و شيخ حسن و ميرزا رفعت شنيده بود به چشم خود ببينند كه آنها گفته بودند ترقيات اوضاع طهران و پيشرفتهاى حزب دموكرات در كوتاه كردن دست خائنين و تفريط ماليهء دولت ، عدالت ، مساوات چه و چه ايران را دارد گلستان مىكند . ممتاز الدوله وزير ماليه و مستشار الدوله وزير داخله كه از فرقهء دموكرات هستند چطور همّشان مصروف آبادى مملكت و نشر عدالت و جلوگيرى از مال دولت است و باز مىگفتند عدالت در طهران ترقى كرده و زورگوئى مال