تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4896

مساهمون:

ص٤٨٩٦
افخم الدوله پنجاه تومان داد . حاج افخم الدوله به مستوفى الممالك عرض كرد سهم ما بيش از آن نيست كه دو هزار نفر غارت شدهء چاپيده و خانه خراب محتاج قوت لايموت را حفظ و نگاهدارى كنيم و فقط محض امتثال امر شما باز جزئى اعانه تقديم شد كه آقاى مستوفى فرمودند حقيقتا حضرت و الا در اين مسئله حق دارند و اين مبلغى را هم كه مرحمت فرمودند مايهء بسى امتنان است . ما از ايشان توقع جز نگاهدارى همان رعاياى لخت و عريان نداريم . . . « 1 »

ورامين و بلاهاى آن

دهات ورامين دچار سن و تگرگ و بلائى مبرم‌تر از آن دو ، عابدين مستأجر و بالا خان مباشر است . از هفتصد خروار اجارهء غله پانصد خروار ادعاى آفت مىكنند و اگر دويست يا دويست و پنجاه خروار بدهند كلاه را بايد به آسمان انداخت .

الموت

دهات الموت ، خرج علاوه از دخل است . من و اولاد و بستگان و خدم و حشم من از سن و ملخ و زنگ و باد گرم و بالا خان و عابدين و سگ هار ، قشون روس ، قشون عثمانى صد مقابل مبرم‌تر و بدتر هستيم كه هيچ تدبيرى و مداوائى از سوختن ، گرفتن ، آتش زدن ، ميان چاه ريختن ، حبس ، زجر ، توقيف ، دفع و رفعمان نمىكند . پس كار حضرت و الا و اين دهات و اين مباشرها امسال معلوم است چه خواهد بود .

لوازم عروسى

شنبه 18 ذيحجه ، 13 ميزان - عقيل و جناب شيخ ابراهيم صبح وارد قلعه شدند ( شيخ حسابى از بابت ماليات دهات اربابى داشت . براى امر خير هم وجود او لازم بود . من نوشتم و حاجى افخم الدوله او را فرستاد ) . البته از رخت و لباس و كفش و غيره خواسته بوديم قمر الدوله روانه كرده بود . يكصد و بيست و شش تومان سياهه فرستاده بود . [ براى ] دو دست لباس عقدكنان كه به طرز فرنگستان سفيد [ ست و ] پشت‌سر آن بلند كه بايد ينگه‌هاى عروس دست بگيرند سى تومان اجرت به مانى خياط داده است . تدارك ما حاضر شد اما از آن طرف خبرى نرسيده است . عيد هم كه گذشت . دستخط حضرت و الا از فراق آزاده خانم سوزناك بود . خيلى به حضرت و الا تلخ و بد گذشته است .
هامش
( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است .