تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4774

مساهمون:

ص٤٧٧٤

كتك خوردن سردار اقتدار

رمضان خان سوگلى سردار اقتدار كه از پيشش بيرون آمده ديشب از طهران به سليكان آمده امروز نزد من آمد . آن حلق داودى متغير شده و چون به گردى بر سيب زنخدانش نشسته مىگفت سپهسالار باغ فردوس است . هيچ كس نزدش نمىرود . سردار اقتدار از روزى كه از پدرش كتك خورده شهرنو خانه گرفته نشسته ، به شهر نزد عيالش هم نمىرود . روزنامه‌ها توقيف است . گراندوك نيكلا امپراطور روس شد . اما هوا ديگر باران نيامد . هوا مثل چلهء تابستان گرم است . بخار غليظى كه اينجاها « شرح » مىگويند مثل عصرهاى تابستان كوهها را احاطه كرده . اين‌طور اگر چند روز باشد تمام علف و تمام محصول ديم خشك خواهد شد . قدرى هم شده است . اينجا هوا و حال و حاصل اين قسم باشد واى به عراقات . خدا رحم كند آثار خوشى نيست . مردم عموما وحشتناك شده [ اند ] و به شدت تزلزل دارند .

سال سختى

دوشنبه هشتم رجب ، دهم ثور - كاغذجات و بار و چند نمره روزنامهء « ايران » روز شنبه از شهر رسيد . حضرت و الا به‌طورى كه معمولشان است به صراحت مرا مرخص نفرموده بودند . ليكن براى بعضى مذاكرات و ترتيب اجارهء امسال من ناچار از رفتن مىباشم . امسال كار خراب است و هر ساعت حضرت و الا بخواهند براى پول تغيرات كنند غير قابل تحمل است . من امسال خودم هم از دست اين مردم گرسنه مشكل بتوانم اينجا توقف كنم . محصول امسال تمامش براى بذر سال ديگر بايد به مصرف برسد . تنكابون هم كه منبع ثروت الموتى است امسال به واسطهء خشكى و كمى آب كشت ذرع هر ده كه سى جريب بوده به ده جريب رسيده ، عمله بيكار مانده و پول نمىتواند بياورد كه مطالبات مرا [ و ] ماليات ديوان را بدهد . از اينجا كه با كاغذنويسى امكان عقلى ندارد من بتوانم به حضرت و الا مدلل دارم ، بايد بروم .

خيال حركت به طهران

اول از طالقان خيال رفتن داشتم ديدم مخارج راه خودمان و عليق مال و مخارج نوكر و عليق توقف طهران و مراجعت چندين برابر مىشود تا كالسكه كرايه شده و با دو نفر نوكر بروم . لهذا ابو القاسم را ديروز گفتم برود گازرخان كه امروز بعد از ظهر شهر برود كالسكه