تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4771

مساهمون:

ص٤٧٧١
خواهش فرستاده روزنامه و نوشتن نمرهء آخرين روزنامه مىنويسد على العجاله اردوى روسيه از روز دوشنبه يازدهم جمادى الاولى متواليا وارد سنندج شده عقب عثمانيها به طرف كرمانشاهان مىروند . از قرارى كه در يكى از روزنامه‌ها خواندم جز نظام السلطنه و يك نفر از خوانين خلج تتمهء مهاجرين ايرانى تصميم نموده‌اند در كرمانشاهان خانهء سردار اجلال كه اينك حاكم كرمانشاهان هم شده متحصن شوند . بلكه دولت ايران و روس از تقصيرات آنها عفو نموده اجازهء مراجعت بدهند . چون روسيه هم تمام مقصرين را آزاد و عفو عمومى داده شده احتمال قوى مىرود اينها هم مرخص و عفو شوند .

كم‌آبى - گرانى

سه شنبه 24 ج 2 ، 28 حمل - سال بدى به نظر مىآيد زمستان كه آن شكل گذشت ، تا امروز هم كه بيست و هشت روز از بهار مىگذرد قطره‌اى باران نيامد . محض تسلى مردم يك دفعه آسمان صدا نكرد . چشمه‌ها هيچ آب ندارد . دره‌ها كه هميشه در اين موسم مبلغى آب از آنها جارى بود پاك خشك است . مرزهاى گندم و باغ كه همه ساله اين موقع علف به قدر يك پا بلند شده بود تمام خشك است و آنچه روئيده از عطش پژمرده و نزديك خشك شدن است . ديم‌زار كه مردم با خون دل يك من يك تومان گندم زرع كرده‌اند نزديك [ است ] به كلى فاسد شود . آنچه جو بهاره كاشته‌اند سبز نشده . آب شاهرود از حالا كه بايد رو به ازدياد باشد رو به نقصان نهاده . كسى را خاطر نيست در اين فصل از سال از تنگهء دوروان به آب زده باشند . اينك به خوبى مال مىگذرد كه ابدا از راه قله عبور نمىكنند . در تنكابون به واسطهء نبودن آب آنچه برنج همه ساله كشت مىشد گويا ثلث و ربع نتوانند زراعت كنند . برنج الان در آنجا رسمى خروار چهل من تبريز [ به ] هيجده تومان رسيده . ميرزا حسين و كربلائى غلامعلى ديروز از شهر آمدند گندم به شهر ابدا وارد نمىشود و قيمت سى تومان است . جو بيست و پنج تومان . رودخانهء قزوين كه باغات در بهار از آن مشروب مىشد ابدا آب ندارد . باغات آب نخورده محصول در دهات در كار خشك شدن است . قنوات ربع همه ساله آب ندارد .

« سن »

طهران با آن‌كه براى جمع‌آورى سن از كوه قرآقاج كه در چاله‌ها به حال خمودگى ريخته بودند دولت اقدامات كلى كرد و عمله فرستاد و يك من يك تومان پول داد . در اين اواخر هركس يك من جمع‌آورى مىكرد شش قران هم جايزه [ مى ] داد . با اين حال سن