يك وقت كه اختيار يك محكمه به كلى با من بود چون به اين نكات برخورده بودم تمام همت خودم را بر اين گماشتم كه كار را زودتر بگذرانم و بدون آنكه به من اصرار كنند خودم در گذشتن [ كار ] مصر بودم . ولى حالا در آن نقطه كه هستم همينطور كار به تعطيل افتاد و نمىگذرد و من خجالت مىكشم . چون اختيار ندارم صدمه مىخورم . اگر كسى حوصله داشته باشد گوش بدهد مىشود يك روز تمام اين صحبت را بشنود و از اين ادارات تعجب كند . همچنين متعجب باشد كه چطور اين مردم زنده هستند و امورات مىگذرد و بايد گفت امورات نمىگذرد بلكه روز شب مىشود و آن هم اجبارى است .
واقعهء روسيه
در باب جنگها و واقعه روسيه عجالتا بر سايرين توفق پيدا كرده و دولت جديد با اين جنگ هولناك البته نمىتواند بلافاصله قانون تازه را بنويسد ترتيب سلطنت را يا جمهورى را معلوم دارد . گويا هرچه باشد موقتى است . ولى كليهء روسيه از ترتيب قديم برگشتهاند ، حتى سربازهاى قزوين هم بيرق امپراطورى را از قونسلگرى پاره كردهاند و البته شنيدهايد .
اين ميانه براى محبوسين ايرانى خوب شد كه خلاص مىشوند . من عجالتا نمىتوانم بنويسم اثرات تغيير سلطنت روسيه در فرانسه و انگليس چه بوده و تا روزنامهها نرسد از روى واقع چيزى نخواهم فهميد . ولى همچو گمان مىكنم انگليس به اين كار بىميل نبوده و در آخر از نيكلا و پلتيك او رنجش پيدا كرده بوده است ( محال است امرى در دنيا واقع شود كه انگشت انگليس در آن نباشد ) .
مسئله بغداد
اما مسئلهء بغداد از آنجا هم اطلاعات كاملى در دست نيست جز آنكه گمان ندارم به اماكن مشرفه صدمه بزنند . زيرا انگليس از هندوستان مىترسد و به جزئى مطلبى كه راجع به افسردگى هنديها باشد توجه مخصوص دارد و مشكل بىاحترامى به آن زيارتگاه مسلمين وارد بيايد ( من نمىدانم عثمانيها در عقب نشستن با آن ذخاير هنگفت ، آن جواهرات ، آن ظروف ، آن قاليها ، آن مرواريدها و طلاها چه كردند بردند يا مانده و خدام غارت كردند ) . از بس در اين دوره حوادث روزگار زياد شده به قدر سر سوزنى در طهران از واقعهء بغداد و تغيير سلطنت روسيه تفاوتى ميان زندگانى مردم پيدا نشده و ابدا ابدا وقعى به اين مطلب نگذاشته و نمىگذارند .