واسطهء ترتيبات اوضاع ساقط شده در بين تمامت عناصر صالحهء ملت ايجاد گرديده بود بهطور محسوس وسايل تسهيل امر را فراهم [ ساخت ] و دوام بحران را تخفيف داد . كليهء عناصر صالح با يك هيجان و شوق شگفتانگيز در تحت لواى انقلاب گردآمده و قشون نيز كمك و امدادهاى سريع و مؤثرى به اين نهضت نمود ( همان قشون داخل شده كه نتيجه بخشيد و الا غير ممكن بود ) . اين جنبش و نهضت ملى هشت روزه يك فتح قطعى و درخشانى نمود . در سايهء همين سرعت موفقيت خوشبختانه مقدار قتل و صدمه به قدرى كم گرديده كه در تاريخ چنين انقلابات عديم النظير با اين عظمت و ابهت شنيده نشده است .
به وسيلهء يك سند مورخ دوم مارت روسى ( 21 ج 1 ) امپراطور نيكلا از طرف خويش و از جانب گراندوك وليعهد خود الكسيس نيكلاويچ از تخت و تاج سلطنت استعفا و آن مقام را به گراندوك ميشل الكساندرويچ محول نمود ( امپراطور همين يك پسر را داشت .
. . . سال « 1 » دارد ، عليل هم گويا هست . البته راضى نشده از او جدا شود . ميشل الكساندرويچ برادر امپراطور ، اول هم همين برادر وليعهد بود برادر ديگر هم ندارد ) پس از آنكه اين اراده دستخط به گراندوك معظم له تبليغ گشت گراندوك ميشل الكساندرويچ به وسيلهء يك سند صادره در پطروگراد مورخهء سيم مارت به نوبهء خويش از قبول سلطنت و زمامدارى عالى استنكاف نمود تا زمانى كه مجلس عالى قانونگذارى ( كنتى توانت ) كه مطابق آراء عمومى انتخاب و ايجاد خواهد گشت طرز حكومت آتيه و قوانين اساسى روسيه را معين سازد . به موجب همان دستخط گراندوك ميشل اهالى روسيه را دعوت مىنمايد كه تا زمانى كه آراء و ارادهء ملى بهطور قطع مشخص گردد كاملا تابع احكام و اوامر حكومت موقتى باشند كه دوما و مجلس شوراى مملكتى او را معين كرده و حكومت مزبور داراى اقتدارات تامه خواهد بود .
تشكيل حكومت موقتى و پرگرام سياسى آن طبع و نشر و به خارجه اعلام و تبليغ گرديده . اين حكومت كه در طى سختترين وقايع بحران داخلى و خارجى كه روسيه در تاريخ حيات خود ديده است زمام امور را در دست گرفته كاملا ملتفت و متوجه است كه چه مسؤوليت عظيم و سنگينى را عهدهدار شده است . حكومت مزبوره بدوا درصدد اصلاح خطاكاريهاى طاقتفرسائى كه از زمان سابق براى وى ميراث نهادهاند ، اعاده و تأمين انتظامات و رفاهيت مملكت و بالاخره اقدامات لازمه براى اينكه ارادهء واجب الاطاعهء ملت بتواند آزادانه مقدرات آتيه خود را معين سازد برخواهد آمد . در
هامش
( 1 ) - سال را ننوشتهاند . گويا چهارده سال داشت . ( مسعود سالور )