تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4718

مساهمون:

ص٤٧١٨
مىخورد و مىخوابد . به غير معمول از اطاق بيرون نمىآيد . كنيز كوچكى پشت درب مىرود صداى خرخر مىشنود . بيرون آمده ديگرى را صدا مىكند ، درب اطاق را باز [ كرده مىبيند ] عميد الدوله در حال سكرات [ است ] فرياد فغان بلند ميكنند و با تلفون بهاء الدوله را خبر . سه ساعت از دسته گذشته بهاء الدوله مىرسد . نصر الاطباء و حكيم ارمنى حاضر مىشوند . هردو مأيوسانه كه رنگ سياه شده ترياك حل شده اميد خلاصى نيست . در اين بين دكتر سعيد خان ژاندارمرى مىرسد . پس از معاينه مىگويد سخت است ولى نبايد نااميد بود ، مشغول معالجه شويم . ديگران ترديد مىكنند بالاخره دكتر سعيد خان جديتى به خرج ميدهد ، انژكسيون استركنى كافئين و غيره ده بيست انژكسيون مىكنند و مشغول مىشوند به نفس دادن مصنوعى . به‌هرحال تا سه ساعت به غروب مانده در آن‌وقت چشمش را مختصرى باز مىكند و نفس مىآيد كه فورا عمل كتك و چك را شروع مىكنند و زير بغلها را گرفته دور حياط مىكشند و آب سرد و گرم ، كتك ، چك سه ساعت تقريبا مداومت مىشود . در اين موقع بود كه من رسيدم به اطاق آورده روى صندلى نشانيدند و به زور قهوه و شير خوراندند . چه زحمت بدهم سى ساعت نگذاشتند دراز بكشد چه رسد به خوابيدن . پس از سى ساعت اجازهء چرت مختصرى دادند . كم‌كم شير و قهوه [ دادند ] تا حال آمد و از خطر گذشت . معلوم است تا يك ماه ديگر حال نخواهد آمد . پهلو و بدن له شده ، دهن و گلو زخم . همه روزه آنجا بوده و هستم . باز به‌طور اختصار عرض شد . سبب هم معلوم است اصل مطلب فلاكت ، قرض . به‌هرحال صاحب اختيار كمكى وافى كرد ، به شاه عرض شد . معتضد السلطنه قال و مقال زياد كرد . وثوق الدوله رئيس الوزرا مردانگى كرد همان شب دويست تومان فرستاد . روز بعد هم به تصويب نامه پرداخت . هزار و چهارصد تومان حقوق هذه السنه را مبدل به شهريه نمود ماه به ماه بدهند . حقوق سنهء آتيه را از هيئت وزراء صادر و فرستاد . قرعهء وصول و ايصال به اسم چاكر صدور قبض و غيره تمام انشاء اللّه روز شنبه پول مىگيرم . فكر كارى هم هستند تا بعد چه شود . ( يك وقتى اين پول را دادند كه بيشترش بايد خرج طبيب و دوا و عيادت‌كنها بشود ) . « 1 »

كنترل ماليه

اخبار - التيماتوم دولتين را در باب كنترل ماليه وثوق الدوله به هر شكل بود رد كرد و جواب ويلسن را هم كه سفرا اجازه نمىدادند داده شد . قشون عثمانى از طرف همدان
هامش
( 1 ) - در سال 1314 شمسى فوت كرد ( مسعود سالور ) .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4718 | قهرمان ميرزا عين السلطنه