سير و مسافرت نمىكند .
بى التفاتى سپهسالار به امير اسعد
شنبه 15 شعبان ، 27 جوزا - ديروز نه ساعت تمام راه آمديم . امروز هم تا قلعه مسافت خيلى زياد است ، صبح زود سوار شديم چهار از دسته رفته در عمارت امير اسعد پياده شده از سالار ديدن كردم . مىگويند امير اسعد خواهد آمد . اما ديگر نمىتوانند انكار كنند كه سپهسالار نسبت به او خيلى بى التفاتى كرده و تقريبا در طهران محبوس است .
( اردوئى هم خواست براى سركوبى متمردين كجور و كلارستاق روانه كند اسمش را گذاشت اردوى سيار كه به همه مازندران برود . اما بعد از آنكه اهالى كجور را تنبيه كرد و اسلحهء آنها را گرفت همه را غارت كرد در بلده اطراق [ كرد ] . مىخواهد مراجعت به طهران كند . اهالى كجور هم به طهران رفتند . سپهسالار قزاق فرستاد همه را بيرون شهر گرفته محبوس نمودند . دو نفر آنها را هم دار زدند . در ايام رياستش تمام كارهاى عقب ماندهء خودش را اصلاح كرد . اين تنكابونيها هم كه طهران رفتند هيچ به حضورش نطلبيد و حكم كرد از خانههاى خود حركت نكنند ) .
ناهار آنچه اصرار كرد توقف نكردم و رفتم صاين كلايه . بعد از ناهار هوا ترق ترقى كرده بارانى آمد كه يك مرتبه سيل جارى شد . ده بههم ريخت . سر سر كلاه كلاه . خدا مىداند يك رستاخيزى گرديد كه به وصف نمىآيد . صاين كلايه بسيار بدجائى واقع است . الحمد للّه به خير گذشت . زود سوار شده فرار كرديم . پلها را تمام آب برده آن هم نه يك مرتبه بلكه دو مرتبه . حاليه راه افتاده است . به بغلهها كه خداوند نصيب نكند با وصف آنكه براى آمدن من همه را ساخته بودند ، باز به هزار مرارت و هزار هول و تكان آمديم ، خصوصا از هرانك تا يارفى . مغرب به سلامتى وارد قلعه شدم . الحمد للّه همگى سلامت خصوصا عباس شاد و مسرور و سلامت بودند . شب همهء صحبت از شهر و راه بود . حقيقتا از اين راهها سلامت منزل رسيدن شكر دارد .
خبر آمدن خانمها
سه شنبه 25 شهر شعبان ، ششم درجهء سرطان - باران آمد ، هوا خوب است . اين چند روز پيرمردها و كدخداها ديدن مىآمدند . امروز من بالاروج براى بازديد محصول آنجا رفتم .
بين راه كاغذ شيخ رسيد كه خانمها بيست و سوم حركت مىكنند مال و آدم زود روانه داريد تا ورود آنها حاضر باشد . محصول رودبار امسال خيلى خيلى بد است بهطورى كه اغلب زمينها را رها كردند . قابل توجه و درو نبود . در الموت ديمزارها هيچ نيست . آنها را