تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4547

مساهمون:

ص٤٥٤٧
رودبار داخل شدم . زنها و بارها كه از آن راه رفته بودند اسمعيل جلودار رفت مراجعت داد . از رشتقان و رزه‌جرد گذشتيم همه‌جا ديگر سربالاست و جاده وسعت دارد . نزديك گدوك كنار چشمهء آبى ناهار افتاديم هوا گرم بود . بعد از ناهار بلافاصله سوار شديم . اسب مرا نعل روسى زده بودند تپق « 1 » مىزد . اين‌بار دست او را انگليسى زده بودند باز همان كار را مىكرد . دو دست هم زين قزاقى خريده‌ام خيلى براى سوارى خوب است . خيلى از زينهاى ما سوار بر اسب مسلطتر است . از نرك قسطين قسطين لا گذشته تا به سياه‌دشت . كنار پل رسيديم . پل خراب شده بود تازه ساخته‌اند ، اما مرمت آخرى آن را نكرده‌اند . دو نفر از ده آدم آمده مالها را به زحمت رد كردند . كنار شاهرود زير سايهء درخت منزل كرديم . فرستاديم از حسن‌آباد باقلا و خيار آوردند . نان فقط نيم من تبريز گير آمد . شام بيشتر باقلا بود . ماهتاب بود صداى شاهرود [ و ] هواى خوش خيلى لذت داد . در سيزده سال قبل هم هنگام آمدن از زنجان و رفتن الموت يك شب در اينجا سر كرده‌ام . يادم بود كه آن سال هم آن شب به من خوش گذشت .

جنگ - سيادت درياها

جنگ دريائى ژتلند را در روزنامه نوشته بود . اول كه كشتيهاى آلمان به جولان مىآيند فقط آدميرال بيتى با دستهء كشتيهاى كراوزر سبك رو كشيك مقابل با آنها مىشود . آنقدر جنگ و گريز مىكنند تا دستهء ديگر از كشتيهاى انگليسى كمك مىرسد . بعد از زد و خورد و غرق كشتيها سر و كلهء « آيرن ديوك » و دستهء دروناتهاى بزرگ انگليسى پيدا مىشود كه آلمانها مقاومت را بىمصرف دانسته به‌سمت بنادر خود مراجعت مىكنند . از آلمانها گويا دو يا سه درونات غرق شده باشد . در اين جنگ بزرگ دريائى محاربهء سه‌گانه قعر آب ، سطح آب و آسمان آب در كار بوده . قريب پانصد توپ و چندين لولهء تورپى متصل صدا مىكرده . طول ميدان جنگ صد ميل بوده . مىگويند يك زپلن با آنچه بمب داشته از هوا به واسطهء احتراق يا خرابى به ميان كشتى « كوين مرى » افتاده و يك مرتبه محترق و در شش دقيقه باعث غرق آن شده است . مزه اينجاست هردو طرف از اين جنگ مسرورند . نسبت فتح را به خود مىدهند . اما نوشته بود انگليسها مىگويند اگر آلمانها فتح كرده بودند به اين عجله پناه به بنادر خود نمىآوردند و فرار نمىكردند . باز مىگويند خواه فتح كرده باشند خواه نكرده باشند سيادت درياها باز با ماست ، چنانچه در تمام آبهاى ربع مسكون يك كشتى اعم از جنگى يا تجارتى بارى يا بخارى از آلمان
هامش
( 1 ) - در اصل - طپق .