تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4488

مساهمون:

ص٤٤٨٨
مقاومت وارد آنجا شد ! با آن همه اردو ، آن همه زحمت نظام السلطنه نتوانست آخر الامر خرم‌آباد برود . فرداست روسها با همان عدهء كم وارد آنجا مىشوند . به خداى لايزال همان در كوچه‌هاى خرم‌آباد آن آوازهاى مهيب خود را بخوانند احدى قادر نيست هرزگى يا شرارت كند . همان لرها كه از كرمانشاهان برگردند واقعات آنجا را تعريف كنند براى امنيت لرستان كافى است . مگر باز خود روسها مايل به امنيت نشوند . چنانچه تا حال نشدند و بلكه روز به روز بر شعلهء آن دامان زدند . و الّا باز نمىتوانند جلوى شيطنت و دسيسه و رشوه‌خوارى ما را بگيرند .

ژاندارمرى

چنانچه همين ادارهء قشنگ و منزه خوب ژاندارمرى را همان ايرانيهائى كه داخل آن بودند خراب و ويران و مفتضح كردند كه هيچ دولتى ديگر جرئت نمىكند از سوئد مستخدم ببرد . رئيس ادارهء ژاندارمرى قزوين مىخواست به احكام حكومت و اوامر او گوش بدهد حاجى خان ماژر مانع بود و نمىگذاشت . اگر يكى از آن پيغامات يا كاغذجات به رئيس مىرسيد ده تاى آن را خودش جواب مىداد و تقاضاى حكومت را رد مىكرد . توى ادارهء ژاندارمرى در حضور ده نفر وقتى كه آدم من تقى كاغذ حكومت را برد و به دست حاجى خان داد دور انداخت و گفت حاكم گه خورده . تقى خان گفت همين‌طور بگويم ، گفت از آن بالاتر به فلان مادرش .

علت امنيت سابق

بارى از مطلب دور افتاده‌ايم . من از آن ترتيب سابق مقصودم تعريف و تحسين نبود . زيرا هيچ آدمى كه فى الجمله شعور داشته باشد از ترتيبات سابق تعريف نمىكند بلكه قصد من توضيح بود كه چطور سابق اين مملكت امنيت داشت و حالا با همه كوششها ندارد . خواستم علت آن را بيان كرده باشم كه اين مردم همان مردم هستند ، امنيت به واسطهء آن عقيدهء باطنى و آن رعب سلطنتى بود ، نه به واسطهء استعمال آلات حرب يا چيز ديگر .