ديناميت چال كرده بودند و پس از مختصر جنگ مجاهدين عقب نشستند و به اين واسطه تلفات زياد به روسها وارد شد . يك دسته هم به بند تورهء راه ملاير نزديك عراق ( تنگ توره است من آنجا را ديدهام ) فرستادهاند . حاليه دولت كمك با همسايگان دارد و اقدامات مىكند ، نتيجه بدهد يا ندهد .
شايعهء كشتن دولتآبادى - ابو السادات - حرفهاى نظام السلطنه
مىگويند نظام السلطنه كميتهء دفاع ملى را منحل كرده گفته است اين فضوليها مال حالا نيست . حاج ميرزا يحيى دولتآبادى را گرفته بعضى كاغذها داشته اعدام شده است ( دولتآباد از قراى اصفهان است . اين آدم در طهران داخل هر قضيه و آشوبى بود .
چندى هم اروپا رفت . تحصيل كرده و با كمال بود ) . ابو السادات را با پس گردنى روانهء قم كرد ( اين سيد جوان بود . زبانش هم لكنت داشت . در مشروطهء اول گاهى سرباز ملى مىشد و لباس رفرم پوشيده بالاى منبر مىرفت نطق مىكرد . گاهى عمامه داشت و در خانهء آقا سيد عبد اللّه و آقا سيد محمّد آشوب برپا مىكرد . گاهى كلاه مىگذاشت و داخل ادارهء نظميه بود . در هر مجلس و محفلى در آن ايام داخل بود . در اواسط مشروطهء دوم و آمدن مجاهدين به طهران از رونق اولى افتاد . اينك باز خودى داخل نموده بود كه پشت گردنى نصيبش شد . از بس كه فضول و بىحيا بود ) . وحيد الملك را توقيف كرده ( اهل كاشان و ليدر دمكراتها وكيل مجلس بود ) . تلگرافى نظام السلطنه به فرمانفرما كرده است كه فرمايشات حضرت و الا بىثمر است . چرا بىجهت تلگراف مهمل به اين صفحات مىكنيد . نه تلگرافات را مىرسانند نه كسى گوش مىدهد . تهديدات به من مصرفى ندارد . اگر من طهران آمدم شما را نگاهدارى مىكنم . اگر شما غلبه كرديد هرچه مىتوانيد دربارهء من به عمل بياوريد . اخبار صحيح هيچ پيدا نمىشود . طرفين تلگراف و كاغذجات را سانسور سخت مىكنند . حاج عز الممالك گرفتار شده گير افتاده و ناچار گرديده . خبير همايون مراجعت [ كرده ] و مشغول كارش است .
ايرانى كه با آن معاهدهء 1907 و التزام 1911 در واقع مرحوم بود . حالا هم اين حركات دو صورت دارد : يا واقعا آنچه در پرده بود ظاهر و مردم تكليف آتيهء خودشان و زندگى خودشان را فهميده نوكرى خواهند نمود . به هرچه آقايان بگويند و يك آقاى ثالثى هم كه عثمانى باشد در يك قطعه از مملكت پيدا خواهند نمود . يا اينكه اتفاقات دنيا ايران مرحوم شده زنده شده و زندگى را از سر خواهد گرفت . اين احمق خون سرد ايران هم هرچه كمتر بشوند ضررى ندارد . بلاتكليفى بدتر از همهچيز است .
به قول آقاى عماد السلطنه بايد خوشحال بود كه لا اقل بعد از اين جنگ بين المللى لابد