تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4442

مساهمون:

ص٤٤٤٢
درمان نمىپذيرد . پيشكش و عرض و مرضها طورى است كه علاج ندارد . كار از طبيب گذشته است . من كه خوب مطلع نيستم يك دفعه به دوشان تپه رفتم گفتم . آن روز مىفرمودند من خبر ندارم ( مقصود شاه است ) ، نمىدانم تا بپرسم ، ليكن مظنه طفره بود . ( پايان نامهء عز الدوله ) ( حضرت اقدس و الا حواله‌جات و تعميرات و مخارج مرا هيچ جزو پول حساب نمىفرمايند . پوست سمور يك وقتى الموت زياد بود حالا كم شده . آنچه هم بگيرند چون روسها در شهر به قيمت خيلى اعلى خريدارى مىكنند هر قسم باشد مخفى مىكنند و محرمانه به شهر مىبرند . حضرت و الا هيچ سالى نيست كه چندين دفعه دستخط نفرمايند . هرقدر عذر و بهانه بياورم گريز نيست ) .

رقعهء عماد السلطنه

بعد از مطالب شخصى - از اخبار حكايت صلح به كلى بىاصل است و حالا موقع صلح نيست . صلح پايه مىخواهد كه ندارد و هيچ‌يك از جنگجويان خودشان را مغلوب نمىدانند ، هرچند على الظاهر آلمان فاتح است اما انگليس اذعان به شكست نمىكند و راضى به صلح نخواهد شد . لهذا جنگ حالاها هست و من گمان ندارم تا جنگهاى عظيم ديگرى نشود پايهء صلح معلوم شود . روزنامه‌هاى طهران از پلتيك وزرا و دولت نمىتوانند چيزى بنويسند لهذا اغلبش راجع به اخبار شده و بهتر است از انقلابات داخلى با آن‌كه زياد است اطلاعات ما كم است .

رقعهء حاجى آقا

18 ع 1 - از اوضاع عرض كنم ، همان است كه بود . روسها به كاشان نرفتند . از قم عدهء مختصرى از راه عراق به همدان فرستادند . عدهء بختيارى و مجاهد در راه جلوگيرى كرده از آن ششصد هفتصد نفر گويا دويست نفر به قم عودت كرد . بعد از قزوين ، از ساوه ، از طهران با اتومبيل عدهء مكفى روانه كردند . مجاهدين عقب نشسته و از قرار معلوم روسها به عراق وارد شده‌اند . عجالتا جنگ سخت در كنگاور و صحنه گويا باشد . عده‌اى توپ هم از عثمانيها رسيده . نظام السلطنه هم مىگويند با پنج هزار سوار به كنگاور كمك رفته . روسها قشون مكفى دارند و پىدرپى به كنگاور قشون مىفرستند . در هر صورت جنگ آن صفحات مفصل و مفصل‌تر هم خواهد شد . در طهران كابينهء حاضره متمايل به دول همجوار و باهم مشغول اقدامات هستند . آنچه در روزنامه‌هاى فرنگستان مىنويسند در اين صفحه جنگ و اهميت او بالا خواهد