تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4441

مساهمون:

ص٤٤٤١
گاهى در سنه هم سهوهاى عمده مىشود كه ناچار در نمرات بعد اعتذار و تصحيح است . چنانچه اين نه عدد روزنامه كه رسيده به قدر يك نمره از روزنامهء « پتى ژورنال » كتابت ندارد . اما در قيمت مثل كتابت امساك نمىكنند . اين روزنامهء « رعد » در طهران ساليانه هفت تومان و پنج هزار است و در ولايات داخله هشت تومان ، در ممالك خارجه ده تومان . تك نمره در طهران شش شاهى است بعد از يك هفته ده شاهى .

نامه‌هاى عز الدوله

حضرت اقدس و الا دستخط فرموده بودند از خزانه‌دارى كل رقعه رسيده كه كسان شما ماليات اربابى الموت را گرفته‌اند و مانع هستند از ماليهء قزوين آدم برود . حضرت و الا جواب مرقوم داشته‌اند كه من خبر ندارم ، جويا مىشوم بعد به شما مىنويسم . در ضمن طمع حضرت و الا جنبش نموده حكايت ميرزا احمد خان را جلو كشيده‌اند كه دهات مرا گرفته تعديات كرده . منتظر بودم برحسب حكم دولت خزانه مال مرا گرفته برساند . به من دستخط مىفرمايند شما البته ندهيد و صورت آنچه [ را ] ميرزا احمد خان گرفته و تعدى كرده روانه داريد شايد در اين موقع كارى صورت بگيرد .

پوست سمور

دستخط ديگر . دو روزى باران آمد خوب باريد . امروز برف مىبارد . رفع عذر شما از نيامدن برف و نگرفتن كبك هم مرتفع شد . يقين حالا الموت چندين ذرع برف است . سمورها به گردش افتاده‌اند و الموتيها در طويله‌ها مشغول شكار سمور هستند . نگذاريد ببرند . شما تنبل هستيد . حالا من به سمور هم ميل دارم شما نمىفرستيد . پنير از كرجان امسال نيامد . اين پنير الموت خيلى خوب شده است . پول كم است . گندم ورامين سن خورده ، سيصد خروار شصت خروار آن هم اگر چنگ عابدين و بالاخان درآيد . همدان كه شلوغ است هيچ خبر نمىرسد . شما كه هيچ در خيال ما نيستيد . تا چند بايد نوشت و به شما اثر نكند .

عزل فخر الملك

بيچاره فخر الملك چند روز است معزول شده است . ضياء الدوله حاكم سابق قزوين را وزارت داخله معين كرده‌اند . تازه امروز به من كاغذى از فخر الملك رسيده است علاجى از من خواسته است ، هيهات هيهات . بايد گفت فرمانفرما و غيره دردى است كه