چه قسم مملكتدارى
سفير آلمان در پايتخت مملكت آن همه اسلحه وارد كند ، تفنگ و فشنگهاى سه تير دولتى را متصل توسط اهالى طهران بخرد ، سوار و پياده نظام بگيرد ، هر وقت سوار مىشود صد نفر مكمل و مسلح اطراف كالسكهء او را گرفته در خيابانهاى طهران تاخت و تاز كند .
دولتى كه يك كلمه نگويد آقاى سفير جان و مال شما در حفظ دولتى ماست ، اين چه اوضاع است برپا نمودى . پس ما ضمانت جان و مال شما و اتباع شما را نداريم چه قسم مىتواند مملكتدارى كند !
از روسها واهمه داشتيم قشون داشتند ، بانك داشتند ، نفوذ سيصد ساله داشتند ، طلبكار ما بودند ، قيم ما بودند ، مملكت ما رهن آنها بود . از آلمان و عثمانى و اطريش چه ترسى داشتيم . در صورتىكه حرف حسابى بود تملق هم مىگفتند ، زور هم داشتيم .
روس و عثمانى و آذربايجان
روزى كه سفير عثمانى نويد مىدهند قشون ما وارد آذربايجان شود روسها را بيرون مىكنيم ، وليعهد را آنجا مىبريم فريب نبايد بخورد . به زبان ديپلوماسى بگويد قشون روس نه سال است آمده براى جنگ ما هم نيامده ، آنها داراى منافع سياسى و تجارتى و غيره هستند هر وقت هم آنجا را امنيت داديم خارج مىشوند . اما شما براى جنگ مىآئيد آن هم با اكراد ما ، با رعاياى ما ، اغتشاش افزونتر مىشود و بهانهء بزرگترى به دست روس مىافتد و جدا مانع شود و هر قسم ممكن است جلوگيرى كند كه آنوقت خيلى هم آسان بود و نمىتوانستند در مقابل حرف حساب در صورتىكه تملق هم مىگفتند تمكين ننمايند . حالا مىگويم مجبور بود ( در صورتى كه نبود ) لا اقل اظهار يشاشت و سرور نكند .
آن روزنامههائى [ را ] كه در سر مقالات خود مىنوشتند فتح مشعشع آذربايجان به دست برادران دينى ما و آنوقت صد هزار ناسزا به دو همسايهء معتبر مىنوشتند گرفته حبس و تبعيد نمايند . آمد شكست خورد برگشت دفعهء ثانى مانع شود و نگذارد بيش از اين اهالى آذربايجان جان و مالشان برود . هى عثمانى بيايد قتل عام كند برود . روسها بيايند قتل عام كنند برگردند . باز نوبت عثمانى شود كجا به سر ورشو ، ليژ ، آنتورپ اين مصيبت آمد كه ده مرتبه به دست اين خصم افتاده به دست خصم ديگر دچار شود .