تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4360

مساهمون:

ص٤٣٦٠
ضرورت آن بيشتر است . چون اديب الممالك مدير جريده شاعر و شعردان است متمسك به بعضى اشعار آبدار شده .
نمىدانم چه بر سر دارد اين بخت دو رنگ من * ز دشمن مىگريزم ، دوست مىآيد به جنگ من خلل‌پذير بود هر بنا كه در عالم * مگر بناى محبت كه خالى از خلل است دور زمانه دشمنم ، گردش چشم يار هم * دوست به قتل من كمر ، بسته و روزگار هم

رعد دموكرات - وكلاى فرارى

اما « رعد » كه به عقيدهء من بهترين جرايد اين عهد است و با وصف آن‌كه دمكرات است نديدم چندان غير منصفانه سخن بگويد و گويا كمتر هم پول از آلمانها گرفته باشد اخبارات مهمى نداشت و آنچه مفهوم شد طهران منقلب است ، وزراء متصل جلسه مىكنند و متصل با سفراى روس و انگليس مشاوره دارند . فرمانفرما وزير داخله شده ، عين الدوله وزير مسئول مشاور ( اين شغل هم تازه احداث شده ) . با ولايات اغلب مخابرات حضورى مىكنند و قصد و نيت كلى دولت اين است كه بلكه رفع دسايس و تحريكات بشود كه خيلى دير سر افتاده‌اند و به نظر من غير ممكن است . وكلاى مجلس كه در طهران هستند جلسه‌هاى خصوصى مىكنند و از دولت تقاضا نموده‌اند وكلاى فرارى را احضار بنمايد . دولت هم تلگراف مىكند جواب مىدهند تا تصميم واقعى دولت معين نشود و اطمينان كامل ندهد نمىآئيم .

از منتصر الدوله تا سليمان ميرزا

عدهء وكلاى حاضر مركز سى و پنج نفر است ، تتمه فرارى و متوارى هستند . قلاشهاى گرسنهء مملكت چه آنها كه از طهران رفته‌اند چه ساير كه در ولايات مقيم بودند و انتظار چنين موقع را مىكشيدند به جان مردم نفهم افتاده به نطقهاى عوام فريب و سخنان ظاهرى ، مشغول جمع‌آورى وجوهات به عنوان اعانه و كمك ملى و خريد اسلحه هستند ، از منتصر الدوله معلوم الحال گرفته تا شاهزاده سليمان ميرزا ليدر رشيد ما .