برويد جهنم است . دكتر بود ، مسعود الملك پسر آن مسعود الملك كه دختر امير را عقد كرده بود . جوان خوش سيمائى است . ميرزا حسين مىگفت نوكرهاى مسعود الملك مىگويند كلارستاق و كجور انقلاب دارد . اكرم الملك و بعضى نوكرهايش ميانرود هستند . باد گرم اين دو روزه مىآيد . تمام فاليزهاى پائين را فاسد كرد . من فاليز معتبرى در سليكان دارم محمد على مباشر آن است . خيلى خيلى خوب شده است . اين باد به اينجا جزئى صدمه رسانيد .
وسواس و ترس امير اسعد
چهارشنبه غرهء شوال ، عيد فطر - الحمد للّه روزه را به خوبى و خوشى گرفتم . چون سى تمام بود شكى براى عيد نداشتيم . قدرى جوجه [ و ] بادمجان و غيره براى امير اسعد فرستادم . من در فرستادن بعضى چيزها براى او اكراه دارم . زيرا در بالاروچ مىگفت حال من خوب بود ، مرا زنها بايد چيزخور كرده باشند . امير اسعد هركس عطسه كند به اطاقش راه نمىدهد ، تب كند از آن ده خارجش مىكند . به قدرى وسواس دارد كه حساب ندارد . از همهچيز هم مىترسد ، خصوصا از قورباغه . در عمارتش حوض آب ، باغچه و درخت محض قورباغه و مار هرگز درست نمىكند . عمارت رودبارش يك بوته ندارد ، آب ندارد ، خشك [ است ] مثل كف دست . نوكرهايش متصل مىآيند . يازده نفر از نوكرهاى عراقيش اسب و تفنگ را برداشته فرار كردهاند . معلوم نيست چه خبر است .
روزى دو سه قاصد از آن سمت مىآيد .
لخت كردن سرگدوك
سليمان بالاروچى شهر رفته بود در مراجعت او را سرگدوك چاله لخت كردند .
شصت تومان اسباب بزازى و چرچىگرى او را با سى تومان اشياء مرا كه از شهر مىآورد سرقت كردند . در اين بين شخص محرم كلايهاى رعيت امير اسعد مىرسد قاطر سليمان كه تعريفى نداشت رها مىكند . قاطر رودبارى كه خوب بود برداشته مىرود . چند تا چوب هم به سليمان مىزند كه قاطر را چرا بد نگاه داشته . هرگز در اين گدوك دزد آن هم پنج سوار كسى ياد ندارد . اينجاها سخت است . راه فرار صعوبت دارد . كاغذجات مرا هم آقاى سارق پاره پاره كرده . فقط از شهر براى شيخ كاغذ آمده بود كه نوشته بودند قشون روس براى طهران تا كونده رفت . نمىدانم چه شد كه مراجعت كرد .
مشير الدوله از رياست وزراء استعفا داده مجددا مستوفى الممالك رئيس الوزراء شد .
خيلى تماشا دارد . روزى يك نفر رئيس الوزراء مىشود .