تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4142

مساهمون:

ص٤١٤٢
حكمى به نايب الحكومه بنويسيد از كسان شاهزاده سرپرستى كند مبادا نسبت به عيال و كسان سوء احترامى بشود . ثانى از بعضى تعديات تحصيلدار آنجا جلوگيرى كند . ثالثا اجاره و منافع دهات را نگذارد تفريط شود . بعد هم در شهر با رئيس ماليه گفتگو كنيد نتيجه بگيريد . قبول كرد بنويسد و بگويد . غروب رقعه‌اى از طرف حاجى محمد على آقاى امينى و بشارت السلطنه و عدل الممالك رسيد كه فردا عصر در خانهء حاجى محمد على آقا مجلسى است حضور به هم رسانيد . اين مجلس براى شكايات از تعديات پيشكار ماليه است و بر ضد اعلان عشريه .

عين السلطنه ضد دولت

19 شعبان - من باز موقع را مغتنم شمرده علاء الدين ميرزا را نزد پيشكار فرستادم تا ببينم احكامات را در اين حال مىدهد يا نه . علاء الدين ميرزا رفت به او گفته بود عين السلطنه با جمعى بر ضد احكامات دولت برخاسته‌اند به اين جهت حكمى نمىدهم . ابو القاسم را پريروز من با كاغذجاتى كه در الموت نوشته بودم با آنچه در شهر واقع شده بود به طهران فرستادم . احكام حكومت را هم امروز روانهء الموت كردم و به نوكرها هم نوشتم كه در شهر چه خبر است . بروند در انبارها را باز كرده برنج را حمل شهر و غله را به مصرف فروش اگر مشترى باشد برسانند .

نطق عليه پيشكار ماليه

عصر خانهء حاج محمد على آقا رفتيم . هوا بسيار گرم [ بود ] . امسال يخ هم خيلى كم گرفته‌اند . اما آنجا بود . حياط را فرش كرده بودند و قريب پانصد نفر از علما و اعيان و شاهزادگان و ملاكين و كسبه و تجار و غيره جمع شدند . بعد از صرف چاى و شربت و قليان آقا ميرزا حسين خيابانى وكيل مجلس اول كه حقيقة از نطاقين قزوين است پيرمرد محترم است ( اما از بس تقلب كرده و در آمدن مجاهدين به مردم صدمه زده از آن وثوق اول و اعتماد سابق افتاده است چنانچه براى او و اديب التجار وكيل مجلس دوم يك رأى هم بيرون نيامد ) شروع به نطق كرد . مردم را از تعديات ميرزا احمد خان از روز ورودش الى حال و اقداماتى كه در مدنظر دارد مسبوق نموده در جواب هركس چيزى گفت . آخر الامر عريضه‌اى كه به حكومت نوشته شده بود قراءت نمودند با تلگرافى براى طهران . چون هر دوى آن عريضه و تلگراف در روزنامهء قزوين درج شده من يكى از آن