« قربان حضرت و الا ، يعنى شريكه جون خودم . خدا مىداند كه چقدر براى سركار دلم تنگ شده ، هرچه هم همّت مىخواهم بكنم بلكه چند روزى را خدمت برسم خدا نمىخواهد . مرقوم شده بود شايد بيايم قزوين خواهشى دارم خودى به طهران بيندازيد ديدارى تازه كنيم . اتومبيل هم ممكن است كه به توسط روسها سوار شويد پنج ساعته تشريف بياوريد . پدر قلم فرنگى بسوزد كه هيچ عادت ندارم ( اول طفرهء ايشان است كه كاغذ را تمام كند ) . در كمال سختى مىنويسم . براى كشته شدن محمد صادق ميرزا هيچ دماغ ندارم ( دوم طفره است ) كه پرحرفى كنم . اخبارات ، استعفاى حضرت و الا وزير داخله است . ديگر خبرى يادم نيست .
آنچه در خاطر من بود فراموشم شد * جز جمال تو كه هرگز نرود از يادم
حاجى آقا بيشتر از اين را اجازه جسارت نمىدهند . شعاع الدين قاجار . »
محمد صادق ميرزا
شاهزاده عميد الدوله رقعهء مختصرى مرقوم داشته بودند . قبل از اين مصيبت در جعبهء ميز حاجى آقا تاكنون توقيف شده بود . محمد صادق ميرزا پسر دوم عميد الدوله بود ( از نوكرهاى من بود ) . جوان رعنائى خوشگلى در ژاندارمرى صاحبمنصب شده بود .
خيلى حيف شد ، جاى افسوس است . خدا او را رحمت كند .
كاكاسياههاى ما
چنگيز زمين خورده بود پايش شكسته بود ، ترياك هم ممد مرض شد فوت كرد . اينها سه برادر و يك خواهر بودند از « تماشا » نام زرخريد والدهء حضرت اقدس و الا . شوهر كرد به عباس بيك كه اوايل للهء من بود ، پسر بزرگ فساد دوم طغان ، سيم چنگيز . اسم دخترش « فتنه » مرادف « فساد » . همهء اينها را والدهء حضرت و الا ميل داشت كاسب شوند .
فساد و چنگيز را خياطى گذاشته بود ، طغان مسگرى . فتنه در طفوليت مرحومه شد .
عباس بيك اين عيال سياه را طلاق داد عيال سفيد گرفت كه دايهء عزيز الملوك خانم شد و حاليه هم زنده است . چند دختر هم دارد كه همه خانهء شوهرند . جز طغان آن دو نفر ديگر مختصر خياطى ياد گرفتند . فساد نزد افخم الدوله نوكر شد ، شكارچى قابلى بود .
طغان مسگر بود . چنگيز هم پس از فوت والده شاهزاده در حكومت قزوين نزد من آمد ماند . اين هم شكارچى قابل ماهرى بود . تا من شيراز خواستم بروم طغان هم دست از مسگرى كشيده با دو برادر ديگر همراه من آمدند . فساد كه حاجى خان ملقب شده بود ترياكى بود بلكه شيره هم مىكشيد . اما ما درست مسبوق نبوديم ولى چنگيز را