تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4103

مساهمون:

ص٤١٠٣

دستخط عز الدوله

دو دستخط از حضرت اقدس و الا كه شما شهر نرويد ، خرج‌تراشى نكنيد . فورا هم از من دو هزار تومان پول خواسته‌اند ، در صورتى كه براى صد تومان معطل هستم . غله در انبار سبز شد ضايع شد آنچه هم برده‌اند به وعده اول تابستان و اواسط پائيز است . در طهران باد باران تگرگ بسيار آمده كه كمتر سالى اين قسم بوده بعضى از دانه‌هاى تگرگ به‌قدر گردو بوده خسارات و خرابى زياد وارد شده .

قوام السلطنه و سفارتها

چهار دستخط از آقاى عماد السلطنه بود كليهء اخبارات را رجوع به روزنامه فرموده‌اند كه نرسيده است . عين الدوله جدا استعفا كرده وزارت داخله را مجبورا خود علاء السلطنه قبول كرد . سفارتين صلاح نديدند قوام السلطنه وزير داخله شود . همه‌چيز در طهران سواى گندم و جو گران است بلكه گران‌تر از سال گذشته . آقا مرقوم مىدارند كار لازم داريد بيائيد قزوين از آنجا به حضرت و الا بنويسيد . مقارن حركت دستخط شما رسيد . مزاجا تكسر داشتم ناخوشى سو « 1 » داشتم . چنگيز بيچاره پس از ناخوشى زياد فوت كرده .

سرقت پردهء موناليزا

پردهء موناليزا . اين زن ( فرانسيسكو دل تروكوندا ) بوده كه يكى از بزرگان ايتاليا باشد ( لئوناردو نسى ) نقاش معروف صورت او را كشيده كه عشقى هم به خانم داشته مشار اليها در نهايت خوشگلى بوده . سارق به تنهائى اين سرقت را كرده و گفته است حيفم آمد همچو گنجى از ايتاليا در فرانسه باشد . محض وطن‌پرستى اين دزدى را كردم ليكن خيالش اين بوده بعدها بلكه بفروشد .

مقتول شدن پسر عميد الدوله و حصن السلطنه

محمد صادق ميرزا پسر جوان شاهزاده عميد الدوله در قريهء سرخاب عراق در جنگ با عباس داق‌داق‌آبادى با چند ژاندارم مقتول مىشود . ماژر مولر سوئدى هم زخم منكر برمىدارد ( بيچاره عميد الدوله ) . ماژر كنت سوئدى با حصن السلطنه پسر ممتحن الدوله و سيف اللّه خان پسر وزير نظام در ده كور ساوه نزديك نوبران مقتول مىشوند . حضرت اقدس و الا ششصد تومان به آقاى عماد السلطنه شش‌صد به حاج
هامش
( 1 ) - ظاهرا سوء ( سوء هاضمه ) است . ( مسعود سالور )