امسال در روزنامه ديدم كه از ادارهء نظميه تمنا مىكنند اين قبيل عادات مذمومه را مانع گردد . حال نمىدانم نظميه اعتنائى به آن درخواست مىكند يا نه ؟
تخممرغبازى
اما تعيشات مردم بازارى بعد از عيد چه بود . اولا بازى عمومى كه در خانهء بزرگان هم رسم بود تخممرغبازى بود كه تخمهاى رنگ كرده را به دست گرفته باهم بازى مىكردند . هركس تخممرغ ديگرى را شكست مال اوست حالا انواع تقلب را هم داشتند . تخم مومى درست مىكردند ، زاغ جوش مىكردند ، كلهخشك مىكردند . در دهات هم اين مرسوم است بزرگ و كوچك بازى مىكنند .
تركهبازى
دوم در ميدانگاههاى عمومى مشديها تركهبازى مىكردند . يك نفر با قباى گلى يا سبز يا زرد كه براى عيد دوخته بود مىايستاد دستهاى خود را بلند كرده ديگرى تركهء انار يا به به كمر او مىزد كه دورتادور كمرش حلقهوار مىپيچيد و هركس طاقتش در خوردن اين چوب زيادتر بود مورد تحسين و آفرين مىگرديد .
بقالبازى
سيم بقالبازى بود . خوانچهاى از همه قسم طعام چيده دور آن مىنشينند و آنوقت ماست به صورت هم مىماليدند روغن به سر هم مىريختند مردم كه جمع شده بودند خندههاى خنك مىكردند .
قوچبازى
چهارم خروسبازى و قوچبازى بود . سر قبر آقا يا در ميدانگاهيها قوچهاى چاق مست را دعوا مىانداختند و جماعتى حامى اين قوچها بودند كه بعضى اوقات كار به جنگوجدال آدمها مىكشيد همديگر را زخم مىزدند . مجروح مىكردند كه چرا قوچ ما شكست خورد يا براى آنكه تو چرا موچ كشيدى يا نهيب دادى قوچ طرف ترسيد و فرار كرد . اما در اين ايام خيلى كمتر شده است خصوصا قوچبازى ، تركهبازى ، بقالبازى .