تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3969

مساهمون:

ص٣٩٦٩

وضع اصفهان

اصفهان بلواست و مردم با علما در مسجد شاه جمع اول آن‌كه حكومت بختيارى نمىخواهند كه اين مسئول آنها اجابت نشده و گفتند صمصام السلطنه را حكومت مىدهيم و يك روز هم وزير داخله با علماى طهران تلگرافخانه رفته حضورا با آنها جواب سؤال كرده به يك شكلى متقاعدشان كردند صمصام السلطنه برود . معاضد السلطنه وكيل سابق مأمور است مطالب آنها را رسيدگى و اصلاح نمايد .

نوشتهء روزنامهء توفيق

مطلب ديگر آنها عدم رضايت از انعقاد مجلس شوراى ملى بود كه در مسجد روزنامه‌هاى « توفيق » تبريز را قراءت و گفته بودند پيش‌قدم تبريز بود و اينك روزنامهء آنجا اين شكل مىنويسد ما هم به آن پيروى مىكنيم چنانچه سابقا هم كرديم . من اين روزنامهء توفيق را نديده‌ام از قرارى كه در ساير روزنامه‌جات مىخوانم خيلى بدزبانى مىكند و بىپرده معايب گذشته و حاليه را درج مىنمايد كه باعث خشم ساير جرايد شده است . خزانه‌دار كل لزوم هشتاد و دو نفر صاحب‌منصب بلژيكى را براى ماليهء ايران پيشنهاد وزراء كرده و مقررى آنها را چهارصد هزار تومان معين نموده . سيصد هزار تومان حاليه به صاحب‌منصبان بلژيكى مىدهند كه كلية هفتصد هزار تومان از ماليهء مختصر ايران به مباشرين فرنگى مىرسد سواى ايرانيهاى مستخدم . با اين ماليه و اين مخارج خيلى تماشا دارد . چند نفر پاد پولكونيك و كاپيتان قزاق طهران آمده گويا پيشنهاد پولكونيك سابق در برقرارى قزاق منطقه روس قبول شده باشد .

كرايه كردن كتاب

دو جلد كتاب يكى سفر هفت‌گانهء تا ورينه فرانسوى به ايران در سلطنت شاه صفى و شاه عباس ثانى ، ديگرى ترجمهء هزار و يك كابوس از تصنيفات الكسندر دوما براى من رسيده است . اولى مفصل و دومى خيلى مختصر است . اينجا اين خريد كتاب هم مزيد مخارجات بىمعنى ديگر من شده . در طهران با شعاع الدين ميرزا كنتراتى با شيخ كتابفروش محرمانه داشتيم ، هركتاب جديدى را ده يك قيمت آن مىداديم كه برده قراءت كنيم و خيلى راحت بوديم ، زيرا اين كتابهاى رمان نسخه‌اى نيست كه خريدارى و نگاه‌دارى آن فايده داشته باشد ، به يك‌بار خواندن مىارزد و بس . قيمت كتاب هم در