تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3968

مساهمون:

ص٣٩٦٨
جوابها را نمىنويسد ) . همهمه از اهل مجلس برخاست . نايب السلطنه از در ديگرى خارج شد ساير مردم هم متفرق شدند .
پى مصلحت مجلس آراستند * نشستند و گفتند و برخواستند

مقالهء « شرق »

آن‌وقت روزنامهء « شرق » مطالبى مىنويسد و اعلانات اواخر محمد على شاه را درج مىكند ، آن هم همين‌طورها سر مردم را مىپيچاند و اين مجلس را تشبيه به مجلسهاى باغ شاه مىكند و مىنويسد عبرت بگيريد از آنچه به سر آن شاه و آن رجال مملكت از همين دروغگوئى و عدم ايفاى به عهد و ميثاق رسيد .

پس كى مسئول است

در نمرهء ديگر مىنويسد به مراتب اين دورهء ما بدتر از عهود استبداد است ، زيرا سلطان عهد مسئول نيك‌وبد بود وزراء از روى بىقانونى باز در مقام سلطنت مسئول غيرقانونى بودند كه اگر به وظيفهء خود عمل نمىكردند ، يا ظلمى مىنمودند يا تقصيرى شاه آنها را سياست مىكرد ، عزل مىكرد ، تبعيد مىكرد ، بلكه مىكشت ، از حليهء بصر محروم مىكرد . حاليه نايب السلطنهء ما كه مىگويد من مسئول نيستم ، وزراى ما هم نه در مقابل شاه و نايب السلطنه مسئول هستند نه مجلس هست كه در پيشگاه آن مسئول باشند . پس مسئول اين مملكت ايران و اين مشت مردم بىگناه امروز كيست آن را به ما نشان بدهيد ؟ ديگر روزنامهء « شرق » نايب السلطنهء محبوب نمىنويسد . اما در تلگرافات خارجه مىنويسد نايب السلطنه تا پائيز آينده و بلوغ شاه مخصوصا به مناسبت ضديت آذربايجان و حاضر نبودن ساير ولايات مجلس را تأخير انداخت و گويا اصح همين باشد زيرا از دهم ذيحجه تا غرهء صفر مدتى نبود كه قابل انعقاد همچو مجلس ننگينى باشد . افسوس من در طهران نيستم تا درست اين واقعات را شرح و تفصيل بدهم و از نكات و دقايق و ترتيب مجلس و نطقها قارئين را كما ينبغى مستفيض نمايم . اطلاعات من از روزنامه‌جات است كه حال آنها در اين دوره معلوم است . آقاى عماد السلطنه كه گاهى از واقعات به تفصيل مرقوم مىداشت داراى مشغلهء زياد شده و هيچ مرقوم نمىدارد . حاج آقا هم كه نبود و حالا آمده و با بىدماغى چه خواهد نوشت .