دچار اشكالات شود . بعد از اين تأكيدات تلگراف وزرا مقارن حركت من رسيد كه اوايل شوال انتخابات مركز و اوايل ذيقعده انتخابات ولايات شروع شود . اينجانب هم به خوشوقتى تصميم حركت نموده پس از ورود نه از تهيهء مقدمات و نه از جريان انتخابات علامتى مشهود نيفتاد . از زمان ورود نيز همّ اين جانب و وزراء عظام غالبا مصروف به مذاكره همين امر بود و البته وزراى عظام به تكليف خود عمل خواهند نمود . با اين حال در بعضى جرايد مشاهده مىشود كه مىنويسند قبل از ورود اينجانب حرارتى در مذاكرات انتخابات بود و حالا منطفى شده ، مثل اينكه ورود اينجانب باعث اين اطفاء شده باشد . در صورتى كه مساعى و عقايد اينجانب بهطورى كه در فوق اظهار شد معلوم و وزراى عظام از شرح آن كاملا مستحضرند جاى نهايت تأسف است كه ورود اينجانب را سبب تعويق امر انتخابات جلوه دهند . بنابراين ناچار اظهار مىدارم كه هيچ مسئوليتى در اين باب متوجه اينجانب نمىتواند بشود زيرا وظيفهء خود را بهطور كامل ادا نمودم .
حالا ديگر مسئول اجراى امر انتخابات با رعايت ترتيب صحت آن به عهدهء قوهء مجريه است و البته باتوجه به اهميت موقع و نظر به صلاح مملكت تكليف خود را به فعليت خواهند آورد . يك تكليف واجب ديگر وزراء عظام هم اينكه از اذهان عامه رفع شبهه نموده روا ندانند كه حسن عقيده و مساعى اينجانب به اين درجه مشوب و غيرمشكور بماند . ابو القاسم .
سخنان مدرس
آقا سيد حسن مدرس قمشهاى [ كه ] در مجلس سابق از طراز اول بود اظهار مىدارد به چه وسيله ما را مىتوانيد مطمئن نمائيد در صورتى كه تا حال همه را به طفره و تعلل گذراندهايد و اگر علت تعويق اينها بود كه قراءت نموديد ديگر دعوت دويست نفر لازم نبود . يك اعلانى به كوچهها مىكرديد كه عموم مردم مطلع مىشدند .
در روزنامهء « بىطرف » مىنويسد : مذاكرات يك مجلس دويست نفرى را نمىشود پنهان كرد كه بعضى از جرايد ذكر مىكنند تا قبل از آنكه مجبورا ترجمهء روزنامههاى خارجه را چند روز ديگر بنويسيم ، بهتر اين است فعلا به ذكر اين مجلس مبادرت كنيم . با اين مقدمه مفصلا چيزى نمىنويسد . فقط مىنويسد پس از آنكه آقا سيد حسن مدرس آن جواب را داد سختتر جواب شنيد و آخر الامر وزراء گفتند اصرار و عجله در انتخابات توأم با تقسيم مملكت است .
اما در روزنامهء « شرق » مىنويسد : پس از جواب آقا سيد حسن به دو لايحه ، نايب السلطنه بيانات مفصلى نمود ( ديگر ذكر نمىكند ) و جوابهاى مسكتى شنيد ( باز