تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3950

مساهمون:

ص٣٩٥٠
گرفتار يك جائى هستم . اين همه بارندگى اگر اين استاد نبود تمام قلعه خراب شده بود .

اسد اللّه ميرزا نوهء عز الدوله

اسد اللّه ميرزا ديروز عصر به شترخان رفت كه امروز صبح با اسعد الحكما به شهر بروند . اما ميل نداشت برود چنانچه نوشته شد من از ترس مؤاخذهء حضرت و الا اصرار نكردم . حضرت و الا هم بىجهت از بعضى نوه‌هاى خودش دلگير نيست . همين اسد اللّه ميرزا در به دو مشروطه داخل انجمن سرى و علنى بود . شب‌نامه برسان نصف‌شب . با اين و آن نزد اتابيك برو ، نزد ديگرى برو ، چه و چه ، حتى علنى فحش به شاه مىداد و از خود حضرت و الا هم گاهى بد مىگفت . حضرت و الا دو مرتبه به شاهزاده خانم مادرش گفت اين كارها را نكند . ما و طايفهء ما داخل هيچ خوب و بدى نيستيم . چرا بى جا مرا بدنام مىكند . شاهزاده خانم هم يا به واسطهء آن‌كه گمان نفع و شغل كارى براى اينها داشت يا واقعا اعتنا نكردند ممكن نشد جلوگيرى كند . بعد از مشروطهء دوم چندى اسد اللّه ميرزا در كابينهء وزارت جنگ بود بعد خارجش كردند ، جاى ديگر رفت . به واسطهء عدم كمال يا عدم اقبال پذيرفته نشد . حالا اسم هركدام از آدمها را ببرى دو هزار ناسزا و فحش به او مىدهد كه در آن ايام اسم آنها را با سلام و صلوات مىبرد . حضرت اقدس و الا اشعارى از حكيم خاقانى مرقوم و روانه فرموده بودند كه متعلق به الموت است ، در اينجا ملصق شد « 1 » .

نرخ جو و گندم

دوشنبه دهم ذيحجه ، 18 درجه عقرب - روزى است مبارك از اعياد بزرگ اسلامى خداوند نصيب كند يك همچو روزى را در مكهء معظمه باشم . با امروز سه روز است هوا باز شده . اسحق بالاروچى طهران رفته بود آمد دستخطى از حضرت و الا داشت معلوم شد شدت بارندگى در طهران و اطراف آن هم مثل اينجا بود . خرمنها در صحرا ، كاه در صحرا . خيلى بد تعريف كرد . الان هم گندم بيست و يك تومان ، جو پانزده تومان است . در الموت گندم بيست و يك ، جو پانزده و شانزده است . زيرا حاصل امسال الموت بد نبود . چون غالب مردم هم با كوچ تنكابون رفته‌اند خريدار كم شده است و نرخ به اين واسطه نازل .
هامش
( 1 ) - متأسفانه مفقود شده است .