از آمدن او هم به الموت خوشش نيامده بود ، چه رسد به توقف . ديگر اينكه اين جوان همهكاره ترياك مىخورد و گاهى هم مىكشيد و الّا به درد من مىخورد و همه كار از دستش برمىآمد و از همهچيز سررشته و علم داشت . اسعد الحكماء مىرود قرار شد به اتفاق بروند .
سالار الدوله
كاغذجات و بعضى اشياء و روزنامهجات از شهر به توسط سليمان رسيد . فقط كاغذ شيخ خنده داشت كه نوشته بود تنها اميد من سالار الدوله بود كه با چشم خودم ديدم در اتومبيل نشسته و به سمت فرنگستان عازم شد . از قرار معلوم مقررى معين كردند كه حضرت و الا در سويس اقامت فرمايند .
« گرو » عدليه
روزنامهجات جز خبرهاى اغتشاش و تلگرافات آه و ناله مردم چيز تازه نداشت .
عدليه طهران هم مدتى است « گرو » كردهاند . مسيو مرنارد هم مىگويد بعضى ادارات زيادى است و صندوق عايدى عدليه هم بايد در دست من باشد ، آنوقت مقررى شما را ماه به ماه مىدهم حضرات راضى نشده بودند او هم متحمل اين « گرو » نشد تا ناچار راضى شدند . ادارهء اجراى عدليه و بعضى ادارات ديگر منحل شد .
محبوبيت نايب السلطنه
ارامنهء مستخدم نظميه را سوئديها اخراج كردند و آنها عريضهء شكايتى دادهاند كه معلوم مىشود ما جزو ملت نيستيم و مشروطه نيست تا از ما مستخدم قبول نشود ما هم حاضر انتخابات نمىباشيم . نايب السلطنه محبوب ما از ترس جان خودش دويست نفر سرباز همدانى خواسته كه در اطراف خانهاش كشيك بكشند ( معنى محبوبيت همين است ) . گويا خانوارى و مستمرى افواج هم جزو ماليات شده باشد هنوز هم به الموت نيامدهاند گويا به كلى افواج از بين رفت .
حضرت و الا به واسطهء ناخوشى سال گذشته امسال زودتر به شهر مىروند از قرار دستخط خودشان . حالا طهران تشريف دارند . قمر الدوله حورى جان من ، مرخصى خواسته بود با شوهرش گيلان برود . اگر ممكن بود شهر بروم ملاقات مىشد اما مشكل است .