تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3923

مساهمون:

ص٣٩٢٣
الان نوشته‌ام عزيزه از شهر بيايد كه رفع اين حرف شايد بشود . من حوصله ندارم تفصيل را بنويسم مىخواهم كاغذ بنويسم . عصر پنجشنبه 26 شعبان . ايضا در خاتمه رفع دلتنگى شد فردا شب كه شب يكشنبه 29 است به سلامتى عروس را مىبرند . الان كه سه ساعت به ظهر مانده است عزيزه خانم و عينى خانم به شهر مىروند هوا ابر است گرم است شهر البته خيلى گرم‌تر است . شما البته از وقايع آنجا بنويسيد . اما خير تا آقا با يكىيكى مبارزت نكند حالش به جا نمىآيد . تفصيل عروسى را بايد منتظر شد تا رقعه‌جات خانمها برسد .

نامهء عماد السلطنه

آقاى عماد السلطنه در رقعهء دوم از نزاع ژاندارم و بختياريها مرقوم داشته بودند كه « براى اخذ اسلحهء آنها نزاع شد . قريب پنجاه نفر از طرفين كشته شد . آخر الامر قرار شد بختياريها اسلحهء خود را به رؤساى خودشان تسليم كنند . نقار بين آنها مرتفع نشده دور نيست باز جنگ شود ( در طهران كه بودم متصل بين ژاندارم و بختيارى يا قزاق و ژاندارم و بختيارى يا پليس و قزاق يا پليس و بختيارى يا به عكس متصل منازعه بود كه هركدام خود را قشون دولت ديگرى مىدانستند حتى ژاندارم يوسف‌آباد با ژاندارم باغ شاه خود را يكى شوسترى يكى سوئدى مىدانست و يا هم متصل نزاع مىكردند ) . مجلس را مىخواهند مفتوح كنند . اعلان و فرمان انتخابات منتشر به همان نظامنامه كه در مجلس ثانى نوشته شد كه انتخاب مستقيم باشد گويا اين انتخاب كه ناچار تمام از اعيان و اشراف مىشود درست به عكس آنچه دمكراتها از انتخاب مستقيم توقع داشتند به سليقهء وزراى ما بهتر آمده كه نظامنامهء ثالث را كه چندى قبل نوشتند فسخ كردند . الموت هم جزو حوزه‌بندى است و بايد در فكر بود . اما اوضاع اروپ بسيار مغشوش است و تصور مىكنند بين روس و اطريش جنگى شروع شود . اما واقعات جنگ از طرف پنج دولت صربى ، يونان ، منتنگرو و به‌طور اتحاد رومانى و عثمانى منفردا بلغار را احاطه كرده و به كلى مضمحل شد . اين قهرمان دول بالكان اين مؤسس اتحاد بالكان اين فاتح قرق كليسا لولويركاس و ادرنه به واسطهء همين غرور و تكبرش و به واسطهء تعديات كه نسبت به رعايا و ممالك مفتوحه‌اش نمود چنان زار و زبون شده كه از قرار اخبار تلگرافى جديد فرديناند صوفيه را وداع و فرار نموده است . » [ پايان نامهء عماد السلطنه ]