تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3781

مساهمون:

ص٣٧٨١
پنجره نداشت . در قم بيشتر براى آمدن سالار الدوله شادى مىكردند . علما و سادات و غيره بعد از نماز مغرب جماعت در جلوى حرم مطهر عمامه‌ها را برداشته دعاى فتح و نصرت براى سالار الدوله مىخواندند . بختيارى اين خطه را كن فيكون كرده . عصر شكار كبك رفتيم دو عدد شكار شد . قاطرها را تنكابون براى حمل برنج فرستادم امسال خيلى گران است .

جهانيان - ارباب جمشيد - نوذريان

شنبه 24 - مقارن غروب جناب حاج نظر على آمد شب را در قلعه ماندند . مىگفت دادوستد پاك و صاف موقوف شده ، مال التجاره حمل نمىشود . همه‌چيز گران است . تجار متصل اعلان ورشكستگى مىكنند . جهانيان ، نوذريان ورشكست شدند . ارباب جمشيد هم تازه اعلانى كرده هركس ملك مىخواهد به قيمت عادله بيايد ببرد ، پول مىخواهد دو سال مهلت بدهد . كار ارباب جمشيد خيلى خراب است . مىگفت نزديك بود به سر من هم بلائى بيايد . امير اسعد نوشته بود بروم خورنان طالقان و سه دانگ آنجا را در ده هزار تومان بخرم . شب در خانهء ملاى آنجا بودم كيف اسناد باز يك كيسه مملو از پول زرد و دو سه بسته اسكناس جلويم بود .

ژاندارم و قفقازى

يك مرتبه هفت هشت ژاندارمهاى ينگى امام وارد شدند كه ما را مخفى كنيد ، سوار سالار الدوله در تعاقب ما هستند . آنها را در اندرون مخفى كردند . چيزى نگذشت چند نفر قفقازى كه در سر ملك وقفى طالقان از طرف تاجرباشى روس اقامت دارند با « موزر » و ششلول وارد اطاق شدند كه اين ژاندارمها كجا هستند . من رنگ از رويم پريد گفتم همه پولها و اسناد را بردند . در اين بين يك نفر از آنها مرا شناخت و گفت با شما كارى نداريم ، ژاندارمها را مىخواهيم . از ترس و محض حفظ خودمان آنها را نشان داديم رفتند تفنگ و اسب و اسلحه آنها را گرفته و رفتند . بعد از اين صحبتها عريضه از تركانى ، جولادكى برايش رسيد . از مطالب مختصر بود ، خواهش كرد محبوسين را خواسته با همينها عمل را تمام كند . اينها راضى بودند اما من اقدام نمىكردم ، براى آن‌كه نگويند در مجلس بوديم . من آمدم و آنها مذاكرات كردند . آخر الامر قرار بر اجاره شده آن هم به يك مبلغ و مقدار نازلى صورت مجلس نوشته شد و صبح همراه حاجى بروند گرمارود اجاره‌نامچه بنويسند . چون پاى حاجى به ميان آمده و با كمال رضايت و ممنونيت امر گذشت بهتر شد .