تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3737

مساهمون:

ص٣٧٣٧
امريكائيها عمارتى « 1 » مىسازد كه صد هزار تومان متجاوز خرج آن مىشود و در طهران نظير آن عمارت احدى ندارد . مداخل و منافع كلى در ايام وزارت خود برده حالا مشغول خرج كردن است . احوالات وثوق الدوله را ما در جاى ديگر اين روزنامه نوشته‌ايم كه حاليه محتاج به تكرار نيست .

دلال مظلمه

يكشنبه 13 شعبان ، ششم اسد - اين چند روز را مشغول رسيدگى به حسابها بودم . تمام اين پولها بىمصرف خرج شد و من چقدر مغمومم كه به اين زحمت دريافت مىكنم و به آن راحتى خرج اين و آن و آش و پلو مىكنم . دلال مظلمه همان من هستم . چه مىشد كه اين پولها به كيسهء من مىماند و آنقدر خرج ول بىمصرف نمىشد .

آمدن ميرزا اسمعيل خان

بارى اسعد الحكما آمده بود مغرب گذشته بود . در محل خود نشسته بوديم كه سروكله ميرزا اسمعيل خان پيدا شد . اول هم من نشناختم ، اسعد الحكما معرفى كرد . بعد دختركى آمد ديدم پريچهره خانم صبيهء نواب عاليه است . با اسمعيل خان آمد . ماشاء اللّه ميرزا اسمعيل خان بزرگ شده مردى شده حاليه در مدرسهء امريكائيها درس مىخواند . انگليسى را خوب ياد گرفته اما شكايت زياد از درس انجيل داشت كه به چه آب‌وتابى بايد بخوانيم و همه را حفظ كنيم و تمام را تفسير كنيم . همه شب به صحبت خانوادگى گذشت كه از همه خانواده مرا باخبر كرد . پريچهره هم در اندرون با ملكه بزمى و عيشى داشتند .

همراهان سپهدار

مقتدر نظام چراغ براى جلو خان قلعه با چك براى حوالجات و آنچه خواسته بودم فرستاده بود . خودش هم مقدارى ترشى و بعضى چيزها تعارف روانه كرده بود . سپهدار را ملاقات نكرده بود اما نوشته بود شصت نفر همراهان دارد . حشمت الدوله معاون عباس ميرزا پسر فرمانفرما رئيس قشون ، معتضد السلطنه هم هست . خودش گفته منصب من « نديم الاياله » است مستعان السلطنه ، معين السلطنه . اسلحه‌دارباشى . مختصر هرچه
هامش
( 1 ) - اين عمارت زيباى چشمگير اول خيابان قوام السلطنه و فعلا محل موزهء آبگينه است . ( مسعود سالور )