تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3697

مساهمون:

ص٣٦٩٧
قسمى زندگى مىكنند و همين‌طور صلاح است . ابو القاسم خواهد آمد . ابدا به قوهء مخيله شما نمىتوان آورد كه تا چه‌اندازه و چه درجه كار اينجا بر من و امثال من سخت شده . هيچ نمىتوان سالى از سالهاى گذشته را شبيه قرار داد ، يعنى چقدر ناملايم مىبينيم ، چقدر تنگ‌دست هستيم ، يا چقدر گرانى است . هزاران رحمت به بدترين سالهاى عهد مظفر الدين شاه . هر طرف مىروى سدّ آهن است . هرچه را دست مىزنى بىصدا . هر كس را مىبينى يأس و نااميدى . كروركرور اگر پول بيايد و برود يك دينار از مواجب را نمىدهند . تمام ولايات را حكم كردند تومانى پنج هزار بدهند ، مال طهران ابدا حكمش نشد . خرج خانه هم اقلا سه چهار مقابل ، آن هم از صبح تا غروب آدم بيكار و سرگردان .

دستگيرشدگان

دو سه نمره روزنامه و فوق‌العاده فرستادم . حاليهء ايران در نزديك همدان ميان مجلل السلطان و اردوى فرمانفرما جنگ در كار است ، ميان صولت الدوله و ضيغم الدوله در قشقائى نزاع است . طهران چندين نفر از رؤساى دمكرات را گرفتند همچنين از اشخاص ديگر و هريك را به طرفى بردند از جمله سيد على آقاى يزدى ، سردار محيى ، برادرش عميد السلطان ، سليمان ميرزا ليدر دمكراتها ( وحيد الملك ، دكتر اسمعيل خان و نواب را التزام گرفتند فرنگ بروند ) . علاوه بر اين خيليها را دستگير كردند كه اسامى آنها بى خود كاغذ را پر مىكند و ثمر ندارد . دستخط عجله براى انتخابات جديد هم صادر شد ، تا كى مجلس منعقد شود . مختصر هركس در يك اداره‌اى است تا يك درجه راحت است . هم رئيس دارد هم مواجب معين ماه به ماه . هركس ده و ملك بلامنازعى دارد زندگانيش مىچرخد . هركس نه اين را دارد نه آن را بايد بميرد . اين قسم كه شما نوشته‌ايد من نمىتوانم الموت بيايم و فصل الموت ميزان است ، حالا تا آن‌وقت ببينيم چه مىشود . سرما در ثور شد . طهران دو سه شب خيلى سرد كرد بارانهاى نافع آمد . مسائل ديگر كه سؤال كرده بوديد جواب از اين قرار است .

اخبار جهان

چين جمهورى شد . رئيس شورشيان كه اسمش « سون يات سان » و عيسوى مذهب بود بعد از استعفاى امپراطور گفت كه بايد رئيس الوزراى مملكت « بو آن شى كائى » را رئيس جمهور قبول كنيد كه قابل‌تر از من و همه است . پس او را رئيس جمهور كردند . امپراطور را در قصر تابستانى منزل داده‌اند با يك مقررى معين . نقدا رئيس جمهور در