تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3070

مساهمون:

ص٣٠٧٠

محكوميت نصير الدوله

نصير الدوله در ديوانخانه به حكم غيابى محكوم شده كه پنج هزار تومان به شبل الدوله بدهد ( شبل الدوله حمزه ميرزا برادر كهتر معتمد الدوله است ) . جناب آقاى نظام الملك و آقاى افخم الملك كارشان خوب نيست و عزيزه خانم براى خبط ميرزا اسمعيل خان در ديوانخانه محكوم [ شده ] كه نهصد تومان به موسى خان از بابت حريم قهوه‌خانه كه بلديه خراب كرده بدهد و حالا عريضه استيناف داده‌اند .

اخبار ديگر خانوادگى

اسد الله ميرزا عيالش را باز بيرون كرده و دعوا دارند . اما كار شاهزاده خانم بد نيست كسالت ندارد . قربان صدقهء اين اوضاع و مردم مىرود ، چرا كه مواجبش درست رسيده . پس چرا يك وقت شكايت داشت كه فلان آدم ( مقصود فخر الملك است ) بىانصاف است و بىجهت تعريف ناصر الدين شاه را مىكند در حالى كه به آن آدم خيلى خوشتر از حاليهء همشيره مىگذشت . بارى شاهزاده والى كه همه وقت خوب است . افخم الدوله گرفتار و نمىداند چه كند . حضرت و الا به امير آباد مىخواهند بروند ، اما نه فرسنگ راه را يك روزه ! من نتوانستم بروم . هنوز هم نرفته‌اند . شايد اين هفته بروند . معتضد الممالك همدان سر املاك رفت . نصر الله خان مؤتمن ديوان سخت ناخوش است .

ستارهء هاله

ستارهء هاله از هشتم جمادى الاولى صبح طرف مشرق نمايان خواهد بود تا نه روز . پادشاه صربى پطرزبرق رفت ، پادشاه بلغارى به اسلامبول . در فرنگستان خبر بزرگى نيست . حتى آروپلان هم كهنه شده از شور افتاده‌اند . براى رأى دادن زنها در انگليس و براى رأى عمومى در آلمان قدرى مرافعه هست . انتخاب وكلاى فرانسه براى 24 آوريل خواهد بود . زياده مطلبى ندارم . ( پايان نامهء ديگر عماد السلطنه )

تگرگ يك سيرى

تگرگى كه اينجا آمده در قزوين خيلى بزرگتر ، هر دانه به وزن يك سير شانزده مثقال بوده است . سر و دست بسيار شكسته ، تمام شكوفه را زده است . امروز فرستادم على اكبر خان سالار پارسال را با سيد علينقى شاگرد جلاد را بياورند .