چاپارى طهران آمد . با وجود آنكه فقط سيصد و پنجاه رأى داشت در اين درجهء دوم منتخب شد . هر دو اعلان چاپى را در جوف اين روزنامه گذاشتم و نشد صورت چهل و پنج نفر را بنويسم . از بعضى ولايات هم بدون آنكه چندان مراعات نظامنامه شود وكيل خواهد آمد ، اما چه وقت نمىدانم . اما از خيلى ولايات حالاها مشكل است .
مقتدر نظام
امروز مهمانخانه ما پرصحبتتر بود اما بقدرى مقتدر نظام اسباب خنده شد كه احدى خواب نكرد . نايب السلطنه اين مقتدر نظام را به جاى آن مقتدر نظام مشهور گرفته .
حالا تقليد نايب السلطنه را بيرون مىآورد كه به حق خدا هيچ تفاوت نداشت و از خنده هلاك شديم . براى رفع اين اشتباه خيالها بافته بود . اين مقتدر يك روئى و زبانى دارد كه من يقين دارم نايب السلطنه را به ستوه آورده براى اين اشتباه رسوا و پشيمانش خواهد كرد .
اين نايب السلطنه كمكم تفصيلاتى پيدا مىكند كه من از شرح و تفصيل آن عاجز مىشوم . نظام الملك يك عبارت عربى هميشه براى من در سفر شيراز مىخواند يادم نيست ، نمىدانم اين بود يا غلط است « الرجل عند الامتحان يكرم او لهان » اما دو شعر از سعدى عليه الرحمه يادم است كه براى آتيهء من عذر موجهى است .
چو در بسته باشد چه داند كسى * كه گوهرفروش است يا پيلهور
تا مرد سخن نگفته باشد * عيب و هنرش نهفته باشد
من با عضد الملك آمد و شد و مرافعه داشتم : اما اين طور نه .
يكشنبه پنجم شعبان المعظم - روز جمعه صبح براى تماشاى سلام باغ رفتيم با خيلى اكراه . يك فنجان چاى هم خدمت نايب السلطنه صرف شد . شاه سلام نشست به
هامش
شمسى بود وى را مأمور افتتاح غرفهء ايران در اكسپوزيسيون شيكاگو نمودند . ( آن وقت باقر كاظمى مهذب الدوله داماد من كفيل سفارت آمريكا بود ) . از عهدهء اين مأموريت خوب درآمد به سفارت كبراى انگليس مفتخر شد . پس از دو سال آمد فرمانفرماى خراسان شد . بعد طهران آمد سه سال وزير ماليه شد . آن طور كه دلخواه اعليحضرت بود از عهده برنيامد منفصل شد و به وسيلهء مهذب الدوله كه وزير خارجه بود و يار غار بودند سفير فرانسه شد . در آنجا جرايد بناى تنقيد را از ايران گذاشتند . باعث خشم اعليحضرت شد و او متعذر بود كه جرايد در فرانسه به كلى آزاد است و من نمىتوانم از انتقاد آنها جلوگيرى كنم . احضارش كردند ترسيد و نيامد . فعلا در فرانسه يا جاى ديگر عمرى مىگذراند . اسفند ماه 1317 ، طهران ، قهرمان سالور .