تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2536

مساهمون:

ص٢٥٣٦
دارد ، عمدا سهو مىكند و اين براى اين است كه مردم بگويند وزراى ما و وزير خارجهء ما عقل ندارند ، خبط مىكنند . اگر نظم الدوله را وزير خارجه كنند به يك دقيقه تمام دول عالم را به روس و انگليس مىشوراند و كار ايران را در ظرف يك ساعت اصلاح مىكند ! چنانچه اين مطالب را كه مىگفت آن‌وقت رو را به سمت تجار مجلس ما كرده و آرام‌آرام چيزى به آنها مىگفت و سر تكان مىداد . بلكه جواب ما را به آنها مىداد . آخر من تنگ آمده گفتم سؤال را از ما مىكنيد اما هنگام جواب قهر كرده رو را به سمت ديگران مىكنيد . آن‌وقت مىگفت « كميتهء اصلاح » مىگويند از ما جويا شوند كه چرا اصلاح نكرديد ، گفتند آنها بايد به ما بگويند تا ما همراهى كنيم . مىگفت به شما اعتنا ندارند ، جواب دادند در اين صورت چه فايده دارد ما خودى داخل كنيم . بارى اينها كه عمدا سهو مىكنند خيلى مزه دارد . متصل دروغها شايع است و مردم ساده‌لوح باور مىكنند و اسباب اعتبار اشخاصى است كه شهرت مىدهند . به جاى آن‌كه دروغها را كنار گذاشته فكرى به حال خود كنيم متصل بيشتر شهرتهاى دروغ مىدهيم . خود اينها باعث عناد و لجاج طرف مىشود . يك آخوندى خانهء نسقچىباشى مىگفت حالا كه شاه روس را به كمك خود آورده ما هم آلمان و عثمانى را پشت و پناه خود قرار داده‌ايم و چند روز ديگر چنين و چنان مىكنند . همهء اين بلاها كه به سر ما آمده از عدم علم است . چون علم نداريم شرف و غيرت نداريم . آن دو كه نباشند اتحاد و اتفاق ممكن نمىشود . وقتى كه اتحاد و اتفاق نشد مملكت از اين بهتر نمىشود . اين‌چنين ممالك وحشى يا نيم‌وحشى را پادشاه و سلطانى لازم است كه مردم را به اقتضاى زمان عالم و تمدن در تحت نظام و قانون بياورد كه ما آرزوى آن را بايد به گور ببريم .

يوسفيه

عصر با تذكرهء جواز يوسفيه رفتيم . به يك اندازه باغ عمومى است براى كسى كه مىخواهد مهمانى كند . امروز مهمانى بود . جمعى قمار مىكردند . صداى پول مىآمد كه مدتى بود نشنيده بودم ، آن هم در اين مواقع . سى هزار ذرع زمين مشجر باغ است با يك كلاه فرنگى كه تحتانى آن يك حوض‌خانه و چهار اطاق [ دارد . ] فوقانى يك طالار و دو اطاق كوچك . طويله و يك حياط با سه اطاق مفلوك و يك قطعه زمين باير كه مظهر قنات است كه شش هزار ذرع مىشود . به قدر شرب ، آب از قنات نظام‌آباد دارد . آن روز كه ما بيع كرديم بيش از اين قيمت داشت ، اما امروز به آن قيمت احدى پول نمىدهد ، يعنى پول نيست . پانزده تا نقد داده‌ايم به قدر چهار هزار تومان در ظرف اين مدت مال الاجاره شده .