فعلا در نوزده هزار تومان تمام شده ، هرقدر بگذرد علاوه است . اگر نيت اقاله را نكنند و يقين است نمىكنند ، براى اينكه مشترى نيست و پول پيدا نمىشود . اگر هم امروز كسى داشته باشد به اين مصارف بىمعنى نمىرساند . چنانچه اگر امروز مىخواستند با ما اين معامله را بكنند هرگز راضى نشده و ابدا ميل نمىكرديم . قرار شد وثوق الممالك فردا آنجا رفته منزل كند . سالى شصت تومان اجارهء باغ است و خيلى از اين زيادتر مواجب باغبان مىشود .
چهارشنبه 20 جمادى الاول - « شريكه » بسيار كم حافظه است ، اما مهمانيهاى ساليانهء ما را خوب بهخاطر دارد و هيچوقت فراموش نمىكند . امروز خانهء شبل السلطنه مهمانى دوغ و توت بود . من ديرتر رفتم . معلوم شد امسال توت را هم سرما زده طورى كه درخت به آن بزرگى به قدر يك بشقاب توت نداشت ، به عوض خيار سكنجبين داد خورديم .
فرار عين الدوله
ديروز افخم الدوله سلطنتآباد رفته بود با عميد الدوله تفصيل ورود قشون ظفر نمون تبريز را مىگفت . عين الدوله مبلغى پول همراه داشت در ميانه افواج زور آورده و پول خواسته بودند . شاهزاده ميل نكرده بود از تنخواه نقد خود بدهد . از دست حضرات فرار مىكند . آنها هم تعاقب مىكنند . نزديك زنجان شاهزاده راه را كج كرده پناه به جهانشاه خان مىبرد و به كرسف مىرود . حضرات لاعلاج زنجان مىروند و از طهران پنج هزار تومان حواله مىشود . افواج قزوين را مرخص كرده خودشان از راه اشتهارد به طهران مىآيند . عين الدوله هم از راه همدان و گفتند ديشب وارد چشمه شاهى دو فرسنگى طهران شده ، امروز عصر شهر خواهد آمد .
بارى قزاقها وارد شهر و قزاقخانه شدند . سردار ارشد ، سالار جنگ و سايرين با فوج دماوند ، سوار بختيارى و توپچى افشار بكشلوى قزوين از خارج شهر به سلطنتآباد .
سپهسالار با قشون سلطنتآباد استقبال كرده سه تير توپ شليك مىكنند و چند گوسفند قربانى . همه را وارد باغ نكردند . صفآرائى مىكردند تا شاه بيرون تشريف بياورد .
افخم الدوله آنوقت رفته بود . عميد الدوله كه مانده بود مىگفت تمام ترتيبات را كه سپهسالار داد آنوقت رفت كه هنگام آمدن شاه نباشد . مبادا بگويند رسما مداخله دارد .
شاه از جلوى آنها گذشت . سردار ارشد و سايرين مثل اينكه از فتح پرت آرتور رجعت كردهاند دماغ داشتند . دفيله كرده رفتند اردو زدند .
سپهسالار وزير جنگ سلطنتآباد و دولت مستبده است . مستوفى الممالك وزير جنگ طهران و مشروطه . هيچ معلوم نيست چه وضعى است .