بود . هيچ در عقيدهء حضرات نيست ، زيرا منزه است و در هر نظامنامهء باشد مىتواند وكيل شود .
چهارشنبه 21 ربيع الثانى - باز ابلاغى از سعد الدوله رئيس الوزرا آمده بود كه براى چهار ساعت به غروب مانده در عمارت خورشيد همه را دعوت كنيد حاضر شوند .
بيچاره امين دربار و معاون دفتر و اين فراشها كه متصل بايد رقعه بنويسند و آنها تمام شهر و باغ شاه را پا بزنند .
ساعت چهار وارد مجلس شديم . رضا قلى خان پسر نير الملك و ميرزا احمد خان مشهور به حيدرى آمده بودند . قدرى حضرت و الا با آنها صحبت داشت . نشستيم . من نزد اين دو نفر نشستم . يك قدرى از اغتشاش و يك قدرى شكوه از سوء رفتار اين مدت حضرات شد . آنوقت ميرزا احمد خان به من گفت اينجا نشستهايد با ما همعقيده هستيد يا خير . گفتم من از عقيدهء شما چه خبر دارم . خوب را خوب ، بد را بد مىدانم ، در هر دوره باشد . در اين بين جناب صنيع الدوله و مخبر الملك و صديق حضرت و كاشف السلطنه آمدند . صنيع الدوله را هرچه حضرت و الا اصرار كرد جاى ديروز خود را ترك نكرده بالادست من پشت به قبله نشست ، مخبر الملك زيردست من . آنوقت سايرين .
صنيع الدوله از من پرسيد امروز باز چه گفتگو است . گفتم نمىدانم . ديشب ابلاغى از سعد الدوله آمد . مخبر الملك گفت هيچ ، مىخواهند يك هفت هشت ماهى هم اينها مشغول مداخل باشند .
سعد الدوله و هدايتها
بايد دانست كه سعد الدوله دختر مخبر الدوله مرحوم زنش بود . او مرد يا طلاق داد الان نمىدانم . از آن به بعد اينها با هم خصوصيت ندارند ، سهل است عداوت شديد دارند . با صنيع الدوله كه اعلى عدو است . خانهء سعد الدوله هم چسب خانهء آنهاست . از بابت حدود خانه و همسايگى هم با هم نقار و گفتگو قديما داشتند . به هرجهت ما بين سعد الدوله و اين طايفه عداوت كلى است كه تمام اهل طهران مىدانند . به رغم صنيع الدوله مخبر الدوله را ابقاء كرد و پستخانه را هم به او داد . وزارت تجارت را منسوخ ، پست و تلگراف را وزارت مسؤول نموده است .
من از مخبر الملك پرسيدم شما به همان عقيدهء ديروز هستيد . گفت بلى . گفتم پس امروز اگر از آن مقوله صحبت شد خوب است مطلب را بيان كنيد تا نتيجه حاصل شود ، باز فردا احضار نشويم . گفت شما بگوئيد . گفتم وزرا بايد بگويند و شماها كه مرجعيت عموم داريد جواب بدهيد ، بحث كنيد . صنيع الدوله گفت من كه به همان اعتقادم و بىثمر مىدانم .