نظامنامهء قديم - حاجى سيد نصر اللّه
يك مرتبه نظامنامه را قراءت كردند ، درست گوش دادند . صنيع الدوله صراحة گفت اين مخالف قانون اساسى است . شاه هم ديروز دستخط فرمودهاند مخالف آن رفتار نخواهد شد . پس ثمر ندارد و بىفايده است و من اين قانون اساسى را لايتغير مىدانم .
حاجى سيد نصر الله كه از وكلاى خوب سابق [ و ] از سادات اخوى و مرد نيكفطرت باسوادى است جواب داد در همان مجلس سابق رأى داده شد كه عوض كنند و اگر باقى مانده بود تغيير مىداد . و آن الحق خوب نظامنامهاى نبود ، به يك ضرورتى ترتيب داده شد . مستشار الدوله هم نطقى كرد كه در تحت يك ضرورتى كه همه مىدانيد اين ترتيب داده شد اما صحيح نيست ، بايد با ولايات گفتگو كرد . ديگر مجادله و مباحثهء زيادى نشد .
حسينقلى « 1 » خان نواب ، صديق حضرت ، مخبر الملك ، ميرزا احمد خان پاك منكر بودند و مىگفتند بايد همان وكلاى سابق جمع شوند . اگر تغييرى بايد داد آنها بدهند .
همينطور مثل آنها بيشتر وكلاى سابق ما راضى نيستند براى آنكه از روى آن نظامنامه كه رعيت خارجه ، تبعهء خارجه ، مفلس ، پريشان ، بىسواد ، بىمكنت ، جوان ، متهم ، فاسد العقيده ، ورشكست داخل نبايد باشد . همه آنها كه اين صفات را دارا هستند نه حالا نه سالهاى ديگر به شغل خطير وكالت برقرار نخواهند شد . حالا تا زمان و موقع دارند البته صد البته مانع مىشوند ، بلكه تا رمقى در بدن دارند نخواهند گذاشت فى الجمله تغييرى در آن نظامنامه داده شود ، چه رسد كه به كلى برهم بخورد .
امروز قوت و قدرت با آنها است . اگر شاه ميل داشت و به اين اساس راغب بود از ده روز پس از برهمخوردن مجلس تا يك ماه قبل زمان و موقع خوبى داشت ، مىخواست ترتيب صحيح بدهد . چون مايل نبود و نمىخواست و ترتيب نداد حالا مجبور است و چه عيب دارد به ميل او نباشد . همان وكلا بنشينند و هرچه مىكنند بكنند .
اما حرف در اين است مردم فردا فرد ميل ندارند و سفارتها هم مايل نيستند . شنيدم اسامى آن جمع را سفارتها دادند كه ضميمهء شورا شده با مشورت آنها ترتيب نظامنامه داده شود .
بارى مجلس ختم شد رفتند تلگراف به تبريز كنند . حضرت و الا هم باغ شاه رفت .
شاه اندرون رفته بود پيغام داده بودند . جواب فرموده بودند از صبح تب كرده بيرون نيامدم . البته اقدامات مىشود . ديگر تحصيل خبرى نكرده بودند .
هامش
( 1 ) - اصل : حسنقلى