تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2367

مساهمون:

ص٢٣٦٧
سرچشمه شايد گرفتن به بيل * چو پر شد نشايد گذشتن به پيل
پس تا اندكى فرصت داريد از دست ندهيد كه وقت مىگذرد ، افسوس و ندامت باقى مىماند . بارى بقدرى اين عريضه خوش مضمون بود كه اگر جا بود صورت آن را مىنوشتم . قرار شد افخم الدوله برده برساند اما .
گوش اگر گوش من و ناله اگر نالهء تو است * آنچه البته به جائى نرسد فرياد است
وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها
وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ
« 1 »
لا يُبْصِرُونَ بِها .
سلطنتهاى ايران را در تواريخ مىخوانديم و افسانه مىپنداشتيم ، حالا به چشم مىبينيم كه آنها افسانه نبود و حقيقت داشت . تمام شد اين مجلد در بدترين اوقات بدبختى و زوال مملكت . عين السلطنهء قهرمان قاجار . دار الخلافهء طهران
هامش
( 1 ) -وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِهاوَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها( سورهء اعراف آيه 178 )