خيلىخيلى حيف شد . در حقيقت كسى بود كه عوض ندارد . بيچاره شاهزاده در غيبت نصير الدوله و پسرهايش مشغوليات و سرگرمى جز اين زن لله آقا نداشت . آن هم رفت .
هر قدر من از مزه و صحبت و تقليدهاى او شرح دهم كم است . حيف صد حيف ، در واقع اين زن اسباب مشغوليات تمام فاميل ما بود .
تيرخوردن شيخ فضل الله
شنبه 16 - ديشب اتفاق بزرگى افتاد . حاج شيخ فضل الله را پشت خانهء عضد الملك در حين عبور به سمت خانهاش شخصى با تپانچه حمله كرده . تير اول به پاى آقا مىخورد . محرر آقا فورا جلوى ضارب را گرفته سه تير پياپى به محرر مىزند . با وجود زخم محرر ضارب را بغل مىكند ، آنوقت ضارب تيرى به خودش مىزند . مردم جمع شده هر سه نفر را به يك خانه مىبرند . هيچ كدام تلف نشدهاند . مىگويند ضارب دواتگرى است كه نزديك ما پشت مسجد شيخ عبد الحسين دكانى دارد . فعلا بردهاند باغ شاه مشغول معالجه و استنطاق هستند . حقيقت واقعه را پس از تحقيق مفصلا خواهم نوشت . امروز هرچه شنيده شد متضاد بود .
هوا سرد شده ، از وعدهء صدراعظم و پيغام جلال السلطان خبرى نرسيد . ديشب هم صدراعظم مهمان داشت . همانجا اين خبر را داده بودند .
تحصن سفارت عثمانى
مردمى كه در سفارت بودند ، هستند . از اين قضيه خيلى البته شاد مىشوند . از طرف دولت ابدا استمالتى نمىشود كه بيرون بيايند . ژاندارمها را هم برداشتند . كسى هم ديگر نرفت . فؤاد بيك شارژدافر به نظام الملك گفته بود مهمان را كه نمىشود از خانه بيرون كرد ، دولت هم ابدا اعتنا نمىكند و يك نفر را روانه نمىكند . من هم تنگ آمدهام . بانك هم متصل آدم روانه مىكند و مطالبهء طلب مىكند .
اخبارات خارجه
اخبارات خارجه مختصر است . اولا دولت اطريش پنجاه مليان فرانك به عوض قرض عثمانى كه حصهء ولايات بسنى و هرزهگوين باشد مىدهد . ليكن دولت عثمانى راضى نشده و هفتاد و پنج مليان مطالبه مىكند . ثانيا سلطان عثمانى به افتتاح مجلس پارلمان رفت ، اگرچه احدى از روزنامهنويسها را راه نداده بودند و قدغن سخت شده بود . ليكن شرحى را كه شنيده بودند درج كرده بود . سلطان نطق خوشى مىكند و در ضمن مىگويد اين مشروطه و مجلس را در 1876 داده بوديم . چون مردم عالم و قابل