مجلس امروز عصر در خانهء صدراعظم بود . حضرت و الا دعوت داشت . يك ساعت از شب گذشته تشريف آوردند مجال شرفيابى نشد .
باز دربارهء آن مجلس
جمعه 18 شوال المكرم - صبح اندرون حضور مبارك حضرت و الا شرفياب شدم .
تفصيل مجلس ديروز خانهء صدراعظم را تعريف فرمودند . فقط بيست نفر از اعاظم رجال محترم بودند و صدراعظم گفت اعليحضرت شهريارى مىفرمايند پس از مجلس شنبهء گذشته باز بعضى صحبتها شده كه راپورت دادهاند . اگر حقيقة مجلس خوب بود و بايد برقرار شود بىپرده بگوئيد والّا مجددا راى خود را نوشته به عرض برسانيد .
علاء الملك جواب داد هر كارى اسبابى و لوازمى مىخواهد . اگر بخواهيد پلو درست كنيد برنج و روغن و هيزم و يك آشپزخانه و آدم لازم دارد . ما هيچ يك از لوازم مجلس را نداريم و ممكن نيست بطور دلخواه منعقد شود .
حضرت و الا مىفرمودند همين تمثيل او را در جزو رأى همه نوشتند و اصرار داشت پلو را برداريد و به لهجهء تركى « پيلو » مىگفت و ممكن نشد .
فرمانفرما : عبد الحسين مجاهد
فرمانفرما كه آنوقت « عبد الحسين مجاهد » امضاء مىكرد نطق مفصلى كرد . ما شبان مىخواهيم ، راعى مىخواهيم . من اين مدت كه وزير بودم و مجلس مىرفتم فقط دو نزاع بود يكى ما بين مالدار و فقير ، ديگرى ديندار و بىدين . چنين و چنان .
من گفتم آن مجلس كه خوب نبود . اما عدالت ، امنيت ، رفاه را نمىشود منكر شد و همه كس البته طالب است . شاه به هر ترتيبى مىدانند زودتر شروع به آن بفرمايند .
مختصر هركسى حرفى زد و آخر همه گفتند آن مجلس و آن ترتيب به درد نمىخورد ، امّا مجلس شورائى لازم است .
از مشير الدوله و مؤتمن الملك پرسيدند . آنها هم اذعان كردند آن مجلس خوب نبود و باعث بسى خرابى و هرجومرج شد .
رأى نظاميها فرمان شاه است
جلال السلطان صورت مجلس را نوشته بعد به ترتيبى كه نشسته بودند رأى هركس را در ذيل آن نوشت و به مهر رسانيد [ و ] به دست صدراعظم داد . وقتى كه نزد وزير نظام سردار كل برد او گفت من رأى ندارم . رأى اهل نظام فرمان شاه است . سردار مؤيد هم كه پيش او نشسته بود و از سردارها همين دو نفر بودند همان حرف وزير نظام را زد . آنوقت