تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2164

مساهمون:

ص٢١٦٤
منحوس و ژاندارم كه داريم از روزى كه در تحت رياست پلكنيك آمده‌اند اول ماه به اول ماه مقررى و مواجب آنها را داده و بواسطهء همين يك فقره نظمى گرفته و آدم شده‌اند .

وفات شاهمراد ميرزا

شنبه سيم . بيچاره شاهزاده شاهمراد ميرزا شوهر خاله جانم نور العين خانم وفات كرد . اولاد زياد دارد [ و ] هيچ ندارد . از عهد مرحوم اعتضاد السلطنه تا حال جزو تلگرافخانه بود . صبح را آنجا رفتم مقارن ظهر باغ شاه . سوارهء بختيارى هم هشتصد نفر آمده از ميان شهر با دهل و سرنا گذشته زير جمشيد آباد اردو زدند . همين‌طور سوارهء كلهر و گورانى . قدرى كار از بابت مقررى مظفر الممالك داشتم ، قدرى هم از بابت مقررى خودمان ، با قوام الدوله صحبت كردم نتيجه حاصل نشد . راستى افخم الدوله پانصد تومان پول از الموت فرستاده بود و جمعى از اشرار را هم تنبيه كرده است . امجد الدوله هم با رفعت السلطان كنار آمده ، اميدواريم منظم شود . آن پدرسوخته كه قاطر ما را ميان بازار گرفت و برد در مدرسهء شيخ عبد الحسين دستگير شده چوب وافرى خورده است .

نوكرهاى آن شاه

شاه حاليه در به دو ورود ، چون به نقشهء شاه شهيد رفتار مىكرد نوكرهاى او را جلو كشيد . چون كاشيها نفاق كردند مشروطه هم بود بو و رنگى نديدند آن‌طور كه بايد نچسبيدند تا امير بهادر كشيكچىباشى و سلطان على خان وزير دربار شد . اينها با خيالات شاه همراهى كردند و امير بهادر كه از همه چيز گذشت تا مجلس برهم خورد حالا نوكرهاى مظفر الدين شاه پيش افتاده اطراف شاه آنها هستند . ميانهء نوكرهاى شخصى خودش هم آدم لايقى گويا نيست جز حاجب الدوله . ديگران كاره نمىباشند يا اصلا به آنها ميل و رغبت نمىكند كار رجوع كند .

وفات ساعد نظام

سه‌شنبه ششم - نزديك است دعاهاى ملك المتكلمين و نفرينهاى سيد جمال مصداق خارجى پيدا كند . امروز خبر كردند جمشيد ميرزا ساعد نظام عموى بهاء الدوله در امام‌زاده قاسم وفات كرده در شهر ختم گذاشته‌اند . در اين هواى گرم آنجا رفتيم . همه بودند . مؤيد الدوله آمد ختم را جمع كرد . با امير معظم و عميد الدوله و مؤيد السلطنه در يك‌جا نشسته بوديم . شعاع الدين ميرزا هم آمد .