اندرون و بيرون را غارت مىكنند . بقية السيف تقسيم شهرى مىشود . ظهير الدوله از تمام مكنت پدرش و تحصيلى خودش همين خانه و اثاث البيت آن را داشت كه به يك نادانى نوكرش از بين رفت . فرخى چه خوب گفته و گويا خيلى مناسب باشد .
گنه يك تن ، ويرانى يك شهر بود * اين من از خواجه شنيدستم در مجلس شاه
« مرشده »
كتابخانه و اشياء عتيقة ظهير الدوله را احدى نداشت . البته جواهرات « ملكه » را هم كمتر كسى داشته . ساعتى گذشت يك نفر صاحبمنصب پليس از طرف رئيس پليس آمد كه ملكه در خانهء امين السلطان است ، كالسكه روانه كنيد اينجا بيايد . من گفتم درشكهء كرايه حاضرتر است . رفتند و « مرشده » « 1 » را آوردند . نه نفر زن بودند . بيچاره چه حالى داشت . در ظرف سه ساعت لاشئ محض شد .
ظهير الدوله
ظهير الدوله حاكم گيلان است . مرشد بسيار معتبرى است . « صفا على » لقب دارد .
دستكم سى هزار نفر مرده دارد . حرف در اين است اين « انجمن اخوت » حالا ده سال است منعقد شده . در اين ايام كه انجمن بازى فراوان شده بود با هيچ يك از آنها مربوط نبودند . نه نماينده فرستادند نه دعوت كردند ، نه نطق نه لايحه . اما از اخوان داخل انجمنهاى ديگر بسيار بودند . اگر حركتى از آنها سر زده باشد به عنوان عضويت آن انجمن بوده ، ربطى به اين محل و مكان نداشته .
ملت خواب
ما منزل آمديم . مغرب بود . اما شهر خاموشان شده بود . چراغ برق هم روشن نيست .
خيابانها تاريك بود . جمعى را هم امروز گرفتهاند . يعنى متصل اشرار را دستگير مىكنند .
به نطق دو نفر واعظ كور و لنگ و چهار نمره روزنامهء مجد الاسلام كرمانى يا حبل المتين و پول ناقابل امين ضرب و معين [ التجار ] سى كرور ملت خواب را ممكن نيست بيدار و آگاه كرد . پاى غرض و استبداد و خودخواهى هم كمكم به ميان آمد تا كار را به اينجا رسانيد فاعتبروا يا اولى الابصار .
جمعه 26 - ديروز تازهاى رخ نداد . اگرچه مردم انتظار صداى توپ را تا غروب كشيدند كه زود براى غارت خودى برسانند . من خانهء همشيرهها رفته هرجا فصلى از
هامش
( 1 ) - اشاره است به ملكه ايران ( فروغ الدوله ) زن ظهير الدوله كه به درويشى و تصوف روى آورده بود . ( ا . ا . )