آمده ابلاغ فرمايش شاه را كرده كه جمعيت را متفرق كنيد و مقصرين را بدهيد . آقا سيد عبد الله گفته بزنيد . آن بود به سمت آنها شليك كرده و پسر قاسم آقا و جمعى كشته شدند . اين دفعه دو ارابه توپ از سمت خيابان چراغبرق آورده از در مجلس رد كرده پهلوى قراولخانه و مقابل مجلس نگاه داشته ، مجددا ابلاغ اولى را كردند . اين دفعه سيد جمال افجهاى با جمعيت وارد شد . كه به « انجمن آذربايجان » برود . قزاق مانع شد كه نروند . آنوقت از سه چهار سمت شليك كردند و پلكنيك حكم به دفاع داد . دو تير توپ باز باروتى انداخته شد . اين مرتبه شليك خيلى مفصلى به ما كردند كه از قزاق خيلى كشته شد . اسبهاى توپ هم كشته شد . قزاق پس نشست . توپ بىصاحب ماند . اما آنها جرأت پائين آمدن و گرفتن توپ را نكردند . قزاق ناچار پياده شده توپ را هر شكل بود با دست از محل خود كه جلوى سنگر « انجمن مظفرى » و « حميت » بود به خيابان صفى عليشاه بردند . تون حمام عمارت مشار الدوله كه اين دو انجمن آنجا است و مردم جمع هستند درى داشت باز كرده از آنجا بالاخانهها را نشان كرده دو تير توى بالاخانه انداختيم .
آنها كه ديدند از جاى غريبى شليك به اطاق شد بناى فرار را گذاشتند . سرباز سيلاخورى و پياده قزاق هم از توى قراولخانه و جاهاى ديگر يورش آورده از هر دو انجمن جمعى كشته [ شدند ] و تتمه فرار كردند . در اين بين از ميدانگاهى سرچشمه و خيابان پارك امين الدوله هم شليك توپ به سمت مجلس و مسجد مىگرديد ، اما بيشتر باروتى [ بود ] . باز كمى در اين دو محل تفنگچى بود و شليك كرد .
شش ساعت جنگ
قزاقهاى معابر هم ديگر نگذاشتند كسى داخل شود . هركس هم ميل رفتن داشت اسلحهء خود را رد كرده مىرفت الّا مفسدين كه اگر رد مىشدند قزاق مىشناخت دستگير مىكرد . از اينجا فراغت حاصل شده اشرار در خانهء بانوى عظمى كه وزير اكرم سابق ميرزا صالح خان منزل دارد و سر در عمارت ظل السلطان و « انجمن آذربايجان » جمع شده شليك مىكردند . توپ را به خانهء وزير اكرم بسته آنجا متفرق كرديم . بعد به زحمت زياد سر در ظل السلطان و عمارت « انجمن آذربايجان » تسخير شد . گذشته از تفنگ از هرجا بمب مىانداختند . مىگفتند شاه بمب آورده ، پس اينهمه بمب كجا بود .
اين سه چهار جا تخليه شد . در مسجد و مجلس هم سرباز و قزاق جنگ مىكرد . ما كه به آن سمت رفتيم ديگر كسى باقى نمانده بود و درست شش ساعت اين جنگ طول كشيد .