از در بزرگ . براى آنكه تماشاى مسجد و مجلس و جاهاى ديگر را بكنيم .
نقشهء محل حادثه
مسجد را كه قزاق نگذاشت داخل شويم . در مجلس هم بسته بود باز قزاق راه نمىداد . بهمن [ ميرزا ] همانجا پيدا شد كه مقصود من بود . اگرچه دلش اسبهاى قزاق كه به قدر ده رأس باقى مانده بود چنان تعفنى داشت كه احدى طاقت ايستادن نمىآورد من هرطور بود به خود هموار كرده كه نقشهء جنگ و محل و مكان آن را درست ملاحظه كنم .
در مجلس رو به مغرب به سمت ميدانى است مربع مستطيل عريض كه مقابل آن به فاصلهء پانصد ذرع يك قراولخانهء كوچكى است كه آن سمت قراولخانه كه سمت جنوب و شمال باشد دو خيابان است . سمت جنوب اول خانهء بانوى عظمى ، بعد خانهء ظل السلطان كه مقابل خانهء ظل السلطان رو به جنوب كه جنوب آن سه در بزرگ عمارت ظل السلطان خانهء ديگر بانوى عظمى است كه « انجمن آذربايجان » كرايه كرده . سمت شمال اين قراولخانه خيابان صفى عليشاه است كه تلاقى مىكند با خيابان شاهآباد . سمت شمال اين ميدان در سمت مجلس اول قهوهخانه « 1 » ، بعد عمارت صدر السلطنه ، بعد عمارت اندرون و ديوار باغ نظاميه است كه منتهى به خانههاى بانوى عظمى مىشود .
سمت شمال اول عمارت معين السلطان است كه تحتانى آن تمام دكاكين است كه همه چاپيده شده ، بعد خانههاى مشار الدوله كه بيرونش « انجمن مظفرى » و عمارت اندرون كه بالاخانهها دارد « انجمن حميت » بوده است .
« انجمن مظفرى » اول از نوكرهاى مظفر الدين شاه تشكيل شد ، بعد جمعى از آنها ماندند باقى عذر خواستند . « انجمن حميت » بانى آن بنان همايون ما بود ، از كليهء نوكر باب طبقهء دوم . اما از هر دو اسمى بود . مردم از هر طبقه جمع شده خصوصا آن روز كه فدائى ، مجاهد سنگر بسته بود .
مشاهدات بهمن ميرزا
بهمن ميرزا مىگفت صبح دو ساعت و نيم قبل از دسته به ما حكم شد در سر تمام معبرها كه به سمت مجلس مىرود بايستيم . بعد نايب پلكنيك با يك دسته سوار مجلس
هامش
( 1 ) - اين قهوهخانه تا حوالى 1330 پابرجاى بود و روزى كه دانشجويان دانشگاه تهران دكتر محمد مصدق را از خانهاش به مجلس بردند ( به مناسبت آنكه پس از گفتن دزدگاه نسبت به مجلس از رفتن به مجلس اعراض كرده بود ) پس از اينكه قواى نظامى به جمعيت شليك كرد مصدق را در درون اين قهوهخانه پناه دادند تا اينكه به مجلس برده شد . ( ا . ا . )